8/13/2004

لطفا نظر خود را در مورد دو اصل اول منشور بيان کنید:

۱. آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه‏ی عرصه‏های حیاتِ فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصارِ هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچ‏كس را نمی‏توان از آن محروم كرد. كانونِ وب‌لاگ‌نویسانِ ایران از این حق در تمام عرصه‌ها به خصوص عرصه‌ی فضاهای اینترنتی و وب‌لاگ‌ها دفاع می‌کند.

۲. كانونِ وب‌لاگ‌نویسانِ ایران با هر گونه سانسورِ اندیشه و بیان مخالف است و خواستارِ امحای همه‌ی شیوه‌هایی است كه، به صورتِ رسمی یا غیررسمی، با فیلترینگ یا تهدید یا دستگیری مانعِ فعالیت وب‌لاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی می‌شود.

86بیان و اندیشه:

Blogger Jay گفت:

من با هر دو شرط ياد شده 100 % موافقم

5:27 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

This comment has been removed by a blog administrator.

5:35 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

دوستان گرامی متن بالاکامنت شماره 2 از طرف وبلاگ
سرها در گریبان است برایم ایمیل شد تا در کانون قرار دهم

5:41 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

This comment has been removed by a blog administrator.

5:41 PM  
Blogger شبح گفت:

دوست عزيز!
پرنوگرافی کودکان هيج نسبتی با بيان ندارد. جرمی است که از جرايم جهان‌شمول محسوب می‌شود و نقض بديهی‌ترين حقوق انسانی است. با آوردن آن در حوزه‌ی بيان و به بهانه‌ی آن بيان را محدود کردن کاری جلو نمی‌رود.
آزادی بيان را به هر قيدی که محدود کنيم دست‌وپای خودمان را بسته‌ايم.

6:42 PM  
Blogger زمستان است گفت:

با سلام مجدد.كامنت من كه ارنستوي عزيز زحمت كشيدند و گذاشتند گويا پاك شده است.من در كامنت نوشته بودم كه با بيان و آزادي انديشه و بيان به طور كامل موافقم. اما موضوع ما وبلاگستان است . و بيان در اين فضا به صورت نشر است . به اين ترتيب پورنوگرافي بي ارتباط به بند1منشور
نيست. اگر قرار باشد گنجانده شود به صورت
استثنامي توان همين جا ذكر كرد.

7:14 PM  
Blogger شبح گفت:

زمستان است عزيز!
مگر "بيان" غير نشر هم داريم. هر بيانی وقتی "بيان" ناميده می‌شود که در معرض ديگری واقع شود.
قبل از بيان نبايد هيچ‌محدودتی وجود داشته باشد. بعد از بيان آنوقت اگر عملی مجرمانه بود بحث ديگری است که در اصول بعدي به آن پرداخته شده است. مثلا اصل سه که به آن می‌رسيم.
پس آزادی بيان بدون قيد و شرط!
ضمنا باز تاکيد می‌کنم پورنوگرافي کودکان "بيان" نيست و از بنياد عملي مجرمانه است.

7:19 PM  
Blogger زمستان است گفت:

دوست عزيز شبح .بيان غير نشر هم داريم.مثل سخنراني در مجامع عمومي./يك سوال مي كنم . اگر كانون وبلاگ نويسان تشكيل شد. و فردي عضو شد و لوگوي كانون را هم گذاشت .اگر عكس هاي پورنوگرافي هم استفاده كرد به نظر شما از ازادي فردي خود استفاده مي كند و به خاطر آزادي بيان به كانون ارتباطي ندارد و جاي ديگري بايد پاسخگو باشدو مهم نيست يا اينكه خير ؟

7:32 PM  
Blogger زمستان است گفت:

شبح عزيز يك دليل هم كه بحث را ادامه دادم اين است كه بندهاي بعدي بهرحال نبايد بندهاي قبل را نقض كند .والا چيزي مثل قانون اساسي مي شود كه تبصره ها اصل قانون را نقض مي كنند .اگر واقعاَ به ازادي تمام معتقديد پس بحث من تمام است اما اگر قرار است استثنا ها را بعداَ بياوريد مي بايست مثل اعلاميه حقوق بشر وشهروند فرانسه مصوب 1789 بنويسيد جز مواردي كه به مثلاَ حقوق ديگران يا حيثيت ديگران لطمه مي خوردو در بند مثلاَ 3 آمده است...

7:44 PM  
Blogger nana گفت:

زمستان است
ازادي بيان بي هيچ قيد و شرط
مساله پورنوگرافي کودک هم شامل اين ميشود و بايد
ازاد باشد ولي کسي که پورنوگرافي کودک را اشاعه
ميدهد از طرف قانون مورد تعقيب قرار ميگيرد
وحتي پليس انترپول شبکه ها را کشف و متلاشي ميکنند
بايد براي دفاع بي قيد و شرط ازادي بيان حتي براي اين
گونه افراد تلاش کرد .
و اما در مورد گذاردن لوگوي کانون در وبلاگشان خوب اين
افراد ميتوانند عکس مسيح يا پاپ را هم در گوشه وبلاگشان
گذارده بعد به ترويج پورنو گرافي به پردازند !!!!!
و البته شما بايد بدانيد اين حق را هم دارند . نانا

7:54 PM  
Blogger زمستان است گفت:

نانا/ ممنون از پاسخي كه داديد. البته من اينطور فكر نمي كنم و بحث را ادامه نمي دم .اميدوار هستم جايي در نوشته هاي همين كانون اين موضوع گنجانده بشه . چون ما كه مدعي حركتي فرهنگي هستيم مجبوريم سدي باشيم در مقابل نشر پورنوگرافي كودكان كه از ازادي فردي خود نمي تونن دفاع كنند .شاد باشيد.

8:08 PM  
Blogger آرمین گيله مرد گفت:

سلام ... موافق

8:10 PM  
Blogger nana گفت:

تازه بعد از همه اين حرفها
دوست عزيز
من شخصا فکر ميکنم کاري که مدارس مذهبي از هر قماشي
مثل مدارس مسيحي ها يا حوزه هاي مسلمانان کارهائي
بسيار بدتر از اين شبکه هاي پورنوگرافي کودک با کودکان
ميکنند !!!!!
ايا کسي ميايد پيشنهاد بسته شدن اين مدارس را بدهد
و اگر هم کسي بدهد ايا درست است
مسلما با توجه به ازادي بي قيد و شدط بيان درست نيست
و براي درمان اين بيماري بايد راه ديگري يافت
ازادي بي قيد و شرط بيان پريود . نانا

8:11 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

من یک معذرت خواهی به سرها در گریبان است بدهکارم-
چون اشتباهی کامنتی راکه از طرفش گذاشته بودم پاک کردم
اما در مورد این بحث فکر میکنم همانطور که او ذکر کرده کانونی که ادعای فرهنگی دارد بایستی این مورد رایک جایی ذکر کند.ممکن است توی منشور نباشد و توی اساسنامه باشد و یا بصورت تبصره در درون منشور باشد و یا از شرایط سلب
عضویت باشد
مثلآ از شرایط سلب عضویت نشر پورنو گرافی باشد

8:49 PM  
Blogger nana گفت:

ارنستوي عزيز
فرهنگي و غير فرهنگي نداريم
هم اکنون در ايران نيم ميليون فاحشه هستند
اگر کسي خواست راجع به انان و شرايط زندگي انها بنويسد
و تشريح وضعيت شغلي انان و خطراتي که جان انان را
تهديد ميکند را بيان کند چه گارانتي ميدهي که يک کره خر
حزب الهي اين را پورنوگرافي نخواند .
بابا بکنيد تو کله ها تون
ازادي بيان بي قيد و شرط .
در کنارش مبارزه با هر کسي که خواست افکار يا جسم ديگران
را مورد سو استفاده قرار دهد والسلام
هميچين که بگي اين گروه قرار نيست از شرايط ازادي بيان استفاده
کنه لبه تيغ رو گذاشتي روي گردن خودت ميفهمي دوست من !!!!! نانا

10:43 PM  
Blogger Hasanagha گفت:

من با هرنوع متنی که به این صورت "جز مواردي كه به مثلاَ حقوق ديگران يا حيثيت ديگران لطمه مي خوردو ... " نوشته شود مخالفم، مخالفم، مخالفم و هزار بار مخالفم.
حیثیت دیگران لطمه می زند یا می خورد قابل اندازه گیری نیست و بعد می شود مثل حکومت جمهوری اسلامی که هر حرفی را بزنی به یک نفر لطمه خواهد خورد!! من و شما را به زندان بیندازند و شلاق بزنند و شکنجه بکنند آزادی بیان نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر.
کار ما اینجا دفاع از آزادی بیان است نه دفاع از حیثیت دیگران.
آزادی بیان از حیثیت دیگران مهم تر است مخصوصا اگر نامبرده رهبر باشد. رهبر باید تحمل هر نوع توهینی را داشته باشد در غیر این صورت می تواند برود درش را بگذارد ودیگری جای او را بگیرد.
من این کلمات را با عصبانیت می نویسم چون همین گفته ها و نوشته هاست که ما را به دامان دیکتاتوری می اندازد.

11:16 PM  
Blogger zamini گفت:

آزادی بی قيد و شرط محور اساسی اين کانون است و فکر می کنم ما بتوانيم با دست در دست هم گذاردن از انحراف آن جلوگيری کنيم. اين ما هستيم که بايد از قانون درست استفاده کنيم نه قانون را محدود کنيم تا نکنه يک نفر به خطا برود!!

11:44 PM  
Blogger Hasanagha گفت:

مورالیستها (Moralist) دنیا را خود به گند می کشند بعد ادعای مورالیستی دارند!
اگر کسی عکس پرنوگرافی در وبلاگش گذاشت آنها که دوست ندارند نگاه نمی کنند. اگر کسی از کودکی عکس پرنو گرفت در آغاز کاری غیر قانونی و غیر انسانی انجام داده و آن بحث آزادی بیان نیست آن جرمی است جدا از آزادی بیان.

12:06 AM  
Blogger nana گفت:

دوستان
بذاريد يه مثال براتون بزنم تا دستگيرتون بشه
چند سال پيش مادونا خواننده امريکائي يه کتاب
در اورد که راجع به خاطرات و عکسهاي خودش بود
تو اين کتاب چند عکس هم که از خودش با چند مرد
در تختخواب داشت گذاشته بود .
عده اي از گذاشتن اين کتاب در کتابخانه هاي عمومي
که بچه ها هم استفاده ميکنند سعي کردند جلوگيري کنند
ولي يه کتاب دار از نيويورک تهديد کرد که اين مساله را پرونده
کرده به سوپريم کورت خواهد برد .
بعد از اين قضيه اين اخلاقيون خفه خون گرفتند و کتاب مادونا
در کتابخانه هاي عمومي دولتي در اختيار هر کس که بخواهد
هست .
يادتون باشه ازادي بيان اگر و اما و بشرطي که نداره
ازادي بيان بي قيد و شرط
بعد با مشگلات ميتوان قانوني برخورد کرد . تمام . نانا

12:43 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

بله آزادي بايد بدون هيچ قيد و شرطي باشد نه من و نه سرها در گريبان است هيچ مشکلي با اصل اول و دوم منشور نداريم و معتقدم گوشزد نمودن نشر عکس پورنوگرافي و نشر عکس پورنو گرافي کودکان(مقصود داستانهاي اروتيک نيست) در اينجا ضروري بود ولي بحث ما هيچ خدشه اي به اصل اول و دوم وارد نميکند.

من مسئله را کاملآ مشخص يکبار ديگر توضيح ميدهم چون جوابهاي نانا و حسن آقا از نظر من به هيچ وجهي قانع کننده نيست.

از اصل اول اينگونه برداشت ميشود که نشر پورنوگرافي کودکان نيز آزاد است – از نظر يک قانون گذار ميتواند آزاد باشد و يا نباشد –نانا و يا حسن آقا هروقت مجلس موسسان تشکيل دادند ميتوانند آنرا آزاد اعلام کنند
من در شرايط فعلي از موضع قانون گذار مسئله را نگاه نميکنم –حرف من بسيار ساده است – من ميگويم در کانون وبلاگنويسان ايران ناشرين عکسهاي پورنوگرافي کودکان جائي ندارند –همين.
و تآکيد دارم که نشر پورنوگرافي از شرايط سلب عضوديت باشد- اينکه يک وکيل آمريکايي 200000 دلار از
مادونا گرفته تا کتابش را توي کتابخانه عمومي قرار دهد ربطي به کانون وبلاگنويسان ايران ندارد.
نشر پورنوگرافي هم به معني مشخص آن يعني نشر عکسهاي پورنو گرافي است و قابل تعميم به داستانهاي اروتيک نيست.بنظر من کانون وظيفه دارد در مقابل ماهيت تجاري اينکارعکس العمل نشان دهد.
اينکه از نظر حقوقي جايگاه اين بحث در منشور است و يا در اساسنامه را هم نميدانم- ولي اين را دقيقآ ميدانم که کانون ميبايستي موضع مشخصي در قبال نشر پورنوگرافي و خصوصآ نشر پورنوگرافي کودکان داشته باشد.
اگر از حرفهاي من استنباط ميکنيد که مخالف آزادي بيان و اصل اول هستم که صراحتآ بگوييد تا بدانم.

1:59 AM  
Blogger nana گفت:

ارنستوي عزيز
پس اگه اين طور که تو ميگوئي است
ميتواني اسمش را بگذاري( کانون وبلاگ نويسان مخالفان
پورنو گرافي بچه و عکسهاي اروتيک مادونا )
که البته با همچين تيتري من يکي
ترجيح ميدهم صبر کنم تا وقتي که يک کانون وبلاگ
نويسان .
درست شد برم عضوش بشم . نانا

2:24 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستوی عزيز!
حرف‌تان در کل درست است اما جای‌اش اينجا نيست.
در آيين‌نامه‌ي مربوط به عضويت يا لغو عضويت است.
اجازه بده با استثناها اصلی کلی را مخدوش نکنيم.

2:32 AM  
Blogger nana گفت:

ارنستوي عزيز

بذار برات يک مثال ديگه بزنم
تو نميتوني بگي من مخالف اعدام هستم فقط بايد مرداني
که به بچه ها تجاوز ميکنند و بعد انها را ميکشند اعدام کرد !!
همگي ما در برابر عملي به اين شنيعي منقلب ميشويم ولي
بايد در نظر بگيري که طبق اخرين تحقيقات و مطالعات روان پزشکي
افرادي که دست به اين اعمال ميزنند خود در کودکي مورد تجاوز
قرار گرفته اند .
بنابر اين وقتي ريشه معضل را ميشناسي
بايد بگوئي من با اعدام مخالفم . پريود
ولي سعي و تلاش براي حفاظت بچه ها و بررسي وضع بيماراني
اينچنين که در کودکي مورد تجاوز قرار گرفته اند نمائي .
ميدوني دوست من يه سري پرنسيپ هست که استثنا بر نميداره . نانا

3:48 AM  
Blogger ali گفت:

من در صورت بيان آزادی بی حد و حساب از عضويت در اين گروه انصراف خواهم داد.

مشکل ما در ايران وجود مجازات برای جرم نيست مشکل اين است که:
1) بعضی مجازاتها مثل شلاق زدن يا اعدام طبق استانداردهای امروزی بشر غير انسانی تلقی می شود.
2) تناسب بين جرم و جريمه يا وجود ندارد يا مطابق استانداردهای بدوی تايين شده است.
3) سيستم دمکراتيک برای نظارت بر کار قضات وجود ندارد. کانون وکلا يا نمايشی است يا فاقد هرگونه قدرت نظارت و اعمال نظر.
4) قوانين مدنی يا بر اساس نظر عموم تهيه نشده يا فاقد مکانيزمی است که با تغيير تدريجی فرهنگ عمومی خود را با آن هماهنگ کند.

بنابرين ما بايد در اساسنامه خود مرزهايمان را مشخص کنيم و بطور خاص بر ضد هر رفتاری که با حقوق کودکان در تضاد است موضع بگيريم اما:
1) مجازاتهايمان بايد انسانی باشد، فی المثل آبروی شخص خاطی را حفظ کنيم.
2) جريمه متناسب باشد و بشيوه دمکراتيک تعيين شود، مثلا تعليق يک عضو برای مدتی کوتاه آنهم بعد از يک رای گيری عادلانه
3) به اعضای مخالف تصميمگيریها اجازه بدهيم که نقد خود را منتشر کرده و برای تغيير نظر اکثريت تلاش کنند.
4) مکانيزمهايي برای تغيير اساسنامه يا نوشته شدن متممهايي پيشبينی شود.

بهرحال، لازم است که جدی و واضح بگم که من با هرج و مرج مخالفم و تحت هيچ شرايطی حاضر نخواهم بود کوچکترين ارتباطی با گروهی که "پورنوگرافی کودکان" را تحريم نکند داشته باشم.

با احترام و دوستی
علی

5:07 AM  
Blogger kimia گفت:

بعضی از موارد که به عنوان اساسنامه مورد نظرخواهی قرار میگیرد نیازی به بحث و تبادل نظر ندارد مثلا در دنیا حق ازادی بیان برای همه اقشار و مذاهب و رنگها وجود دارد محدودیتها و تبصره هایش هم سالها است که در نظر گرفته شده . فکر می کنید که حالا باید برای این موضوع تبادل نظر کرد . درست است که در کشور ما محدودیتهایی وجود دارد اما این به ان معنا نیست که ما هم باید در مورد ان با هم بحث کنیم .

7:58 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستو عزيز! و زمستان نازنين!
متاسفانه سنگ‌بنای کژی که در بحث کذاشتيد کار را به اين‌جا کشاند که علی عزيز بردارد بنويسد:
"بهرحال، لازم است که جدی و واضح بگم که من با هرج و مرج مخالفم و تحت هيچ شرايطی حاضر نخواهم بود کوچکترين ارتباطی با گروهی که "پورنوگرافی کودکان" را تحريم نکند داشته باشم."
آخه اساسا چيزی به نام پرنوگرافی کودکان تا کنون در وب‌لاگ‌ها مطرح بوده؟ من نمی‌فهم‌ام اين دو اصل منشور چه ارتباطی با پرنوگرافی کودکان دارد؟
جالب است دو روز ديگر می‌روند در وب‌لاگستان هم جار می‌زنند که اين کانون مدافع پرنوگرافی کودکان است!
هر وقت صحبت از آزادی می‌کنيم همين‌طور می‌شود فوری می‌گويند اين‌ها می‌خواهند فساد را ترويج کنند و هرج‌ومرج بياورند!

8:38 AM  
Blogger ترانه گفت:

من با این 2 اصل ذکر شده موافقم! دوستان بهتراست یکبار منشور را بطور کامل بخوانند چون اصل های بعدی مکمل همدیگر خواهند بود بعنوان مثال اصل 3 میتواند خواسته های کسانی را که به پرنوگرافی یا خلاف های جرمی دیگر اعتراض دارند جواب بدهد نکته دیگر اینکه در این اصل اسم کانون نوشته شده اما در اساسنامه فرصت برای تبادل نظر هست این را نوشتم که دوستان بدانند هر اندازه اطلاع از کلییت منشور کمک به درک و هماهنگی بیشتری برای نظر دهی به جزییات است
علی عزیز! حوصله داشته باش تا آخر تصویب منشور و اساسنامه. بعدن فرصت انتخاب داری !ترانه

9:22 AM  
Blogger شبح گفت:

دوستان عزيز!
خواهش می‌کنم برای اين که شيرازه‌ی کار از دست نرود. اگر نسبت به اين دو بند انتقادی داريد حتما پيشنهاد جايگزين خود را بنويسيد. مثلا بگوييد: اين کلمه يا اين جمله بايد عوض شود و اين گونه شود. يا اين جمله اضافه شود. بحث کلی نکنيم که به جای نمی‌رسيم.

9:39 AM  
Blogger Ali گفت:

من کاملا موافقم

علی ن

9:53 AM  
Blogger parshad گفت:

موافقم!!!

10:10 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

شبح عزيز – دوستان خوبم
کانون ما در اين مرحله شکل فيل مولانا را دارد. يکي گوشش در دست است ميگويد بادبزن است آن يکي پا ها را ديده ميگويد ستون است- قرار هم نيست کانون ما دکوراتيو باشد آنهم در جهاني که دکوراسيونش اينقدر زشت و نا زيباست.فضاي فکري ما در اينجا اينترنت و وبلاگنويسي است –اين فضا مجرمين و مافيا هاي خاص خود دارد که از مهمترين آنها ناشرين پورنوگرافي کودکانند. بهمين واسطه ذکر اين نکته در شروع بکار اين کانون را ضروري دانستيم.
اما در مورد اصل 1 و 2 بقول معروف پرينسيپالي درست است. طبق پرنسيپ نميتوان آنرا محدود کرد و مسلمآ دلمشغولي من محدود کردن اين اصل نيست.

پيشنهادم را در مورد موضع گيري کانون نسبت به پورنوگرافي
کودکان را همانگونه که دوستان توضيح دادند به اصل سوم و يا شرايط سلب عضويت در اساسنامه واميگذارم.

10:14 AM  
Blogger Hasanagha گفت:

من با این دو اصل بدون هیچ گونه تغییری موافقم.

11:15 AM  
Blogger سیامک گفت:

های
من با این دو اصل کاملاً موافقم
بای

11:31 AM  
Blogger سیامک گفت:

های
من با این دو اصل کاملاً موافقم.
بای

11:32 AM  
Blogger زمستان است گفت:

شبح عزيز و ناناي گرامي و حسن آقا!با تشكر اززحماتي كه تا حالا كشيديد.من هم موافقم كه در كلمات اصل 1 و 2 منشور تغييري صورت نگيره. چون ايجاد هراستثنا و يا محدوديت در اصل 1 و 2 يعني سانسور پيش از چاپ.كه حق چنين كاري را به هيچ دليل نداريم. //شايد من كمي عجله به خرج دادم اما هر كدام از ما با ذهنيات و دغدغه هاي خودمان وارد جمع شديم .قبلاَ هم گفتم من با آزادي بيان كاملاَ موافقم اما سوءاستفاده از آزادي را هم قبول ندارم./مجبور نيستيم فقط 10 اصل در منشور داشته باشيم .مي توانيم مثلاَ يك اصل بعداَ اضافه كنيم كه:تاكيد مجدد مي كنيم بر حق آزادي عقيده وبيان و...بعد به طور مشخص بگيم كه منظورمان از قوانين جهان شمول كه ملزم به رعايت ان هستيم چه چيزهايي است. و ديگر اينكه سنگي هنوز گذاشته نشده كهنگران كج بودنش باشيم.اگرهمه اظهار نظر كنند حقيقت خودش پيدا مي شهو تصميم بهتري گرفته مي شه . علي عزيز!اگر قراره 100 نفر اظهار نظر كنند پس يادمون باشه هم را تحمل كنيم و يادمون باشه ايراني ها قراره با هم كار گروهي كنند!شاد باشيد.

11:47 AM  
Blogger Youness گفت:

من کاملا با این دو اصل موافقم و فکر نمی‌کنم نیازی به تغییر دادن کلمات آن باشد.
ولی نکته‌ای را می‌خواستم مطرح کنم، برخی مسائل وجود دارند که حتما لازم نیست در منشور گنجانده شود. مثلا همین موضوع پورنوگرافی. هدف کانون گسترش آزادی بیان اندیشه در وب است، اما مطرح کردن پورنوگرافی و یا هر چیز محدود کننده دیگری در منشور با هدف اصلی منشور در تناقض است.باید بدانیم که قرار نیست کانون در مقابل همه مسائل اینترنت پاسخگو باشد!

12:26 PM  
Blogger ali گفت:

من هم با دو اصل بصورت ذکر شده موافقم بيشتر به اين دليل که ما بطور بالقوه از جامعه محافظه کار و بسته ای ريشه گرفته ايم و بنابرين لازم است که فعلا روی رفع نقطه ضعفهامان پافشاری کنيم, يعنی اصل را بر آزادی بگذاريم

در عين حال پيشنهاد می کنم که شرح مذاکراتمان در اينجا بعنوان مبنايی باقی بماند تا در آينده در اتخاذ تصميم برای مقابله با خطاهای احتمالی ازان بهره بجوييم

با دوستی و احترام :)

1:57 PM  
Blogger nasrin گفت:

من هم با هر دو اصل كاملا موافقم !

5:22 PM  
Blogger غزل گفت:

من نيز با اين دو اصل موافقم. من هم براي خودم تبصره هايي دارم ولي فعلا دست نگه مي دارم، چرا که اين تنها دو بند از اين منشور مي باشد؛ آزادي انديشه و بيان و نشر آن در وبلاگ به هر نحو حق هر انسان است و برخورد با موارد غير قانوني مسئله اي جدا از بحث کانون مي باشد.
من نيز خود با اين اصل که انسان تا آنجايي مي تواند از حقوق و آزاديهاي خود استفاده کند که به ديگران لطمه نزند، کاملا موافقم ولي اينجا بحث در مورد پايه و اصل حقوق انساني مي باشد و به تبصره ها و استثناها نمي پردازد.
بهرحال من فکر مي کنم بايد صبورتر بود و به خودمان و ديگران اجازه رشد داد.

5:26 PM  
Blogger nana گفت:

اگر اين گفته زيرين اميد ميلاني صحت دارد
من مصرانه خواهان دليل قانع کننده براي ان هستم .نانا

البته دشواری چندانی هم وجود ندارد: از قرار شورای نگهبان انجمنی که هنوز تشکیل نشده، صلاحیت مرا برای حتی عضویت موقت هم رد کرده، و به هر حال وقتی دستمان به عضویت نمی‌رسد، بررسی درستی یا نادرستی عضوشدن کار بیهوده‌یی است

5:32 PM  
Blogger Hasanagha گفت:

نانای عزیز این چه حرفی است که می زنی
آقای امید که سهل است اگر خود جنتی هم بیاید اینجا در برویش باز است.
حالا اگر ایشان تقاضایی کرده اند من که میلها را باز می کنم هنوز چینین نامی ندیده ام و حتی اگر هم با نامی دیگر ثبت نام کرده باشند حتمآ یا پاسخ را دریافت کرده اند یا خواهند کرد
ننوشتی این نقل قول را از کجا گیر آوردی.
مگر خود تو شکایت نکردی که دعوتنامه برایت نیامده و در پاسخت نوشتم که صبر کن عزیزجان تعداد زیاد است و ثبت نامها را من تنها انجام میدهم و این کار هم بسیار وقت گیر است.
همه چیز هم بصورت هندلی ثبت می شود
درضمن باید برای تایید صحت و واقعی بودن هویت متقاضی هم بچه های دیگر روی اسامی کار کنند.
درهرصورت تا همین الان من هنوز تقاضایی از امید دریافت نکرده ام.

5:51 PM  
Blogger Lenium گفت:

سلام!
...
خوب چون کامنتی که در مورد پرنوگرافی کودکان بوده پاک شده ... دقیقا مشخص نیست که قضیه از چه قرار است ... اما هر چه که هست.... زیادی درگیری این میان به چشم می خورد! ... کمی آرامتر با هم بحث کنیم بهتر است به گمانم!
اما در مورد این دو اصل ... به به عنوان دو اصل از منشور ... با آن ها موافقم.

7:06 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

شاهزاده کوچک عزیز
متن پیام اشتباهآ از طرف من پاک شد-ولی پیامهای بعدی من و سرها در گریبان است مشخص کننده حرفها است

7:45 PM  
Blogger زمستان است گفت:

شاهزاده كوچك عزيز من بسيار مفصل نكته هايي را كه فكر كردم يادآوريش ضروريست در كامنت ها نوشتم.
شاد باشيد./
سرها در گريبان است.

10:02 PM  
Blogger خشت زن گفت:

من با این دو اصل کاملا موافقم، به شرطی که حدود آزادی بيان مشخص شود و اين تشکیل کانون باعث نشود که برخی ارزش های اجتماعی و فردی پيمال شود.

10:16 PM  
Blogger Hasanagha گفت:

خشت زن عزیز ای کاش می نوشتی کدام ارزشهای اجتماعی را می گویی آنها که دخترکان ایران زمین را برای ارضای شیوخ عرب به خلیج می فرستند و بعد اجساد سوء استفاده شده شان را به ایران برمی گرداند می گویی یا ارزشهایی دیگری را که حکومت الله در ایران جاری کرده!؟ ارزشهایی باقی نمانده که ما با نوشتن آنها را پایمال کنیم.

به جرات می توانم بگویم جامعه ایران از این نظر حداقل در دنیا مقام اول را دارد، منظورم فروریزی ارزشها در مدت کمتر از ربع قرن. چیزی که در نقاط دیگر دنیا شاید قرنها طول بکشد، در ایران خودمان ملاها این کار را حداقل با مهارت کامل انجام دادند و نیازی به من و شما ندارند.

11:07 PM  
Blogger رضآ نآظم گفت:

من با اين دو اصل اول منشور كاملا موافقم
اما اگر كسي پيشنهاد خوبي بم بدهد حاضرم حق راي‌ام را بفروشم.
شوخي كردم مخالفم.
نه موافقم.
چه گواراي عزيز من 100% موافقم.

12:08 AM  
Blogger یک وبلاگ نویس گفت:

سلام. دوستان خسته نباشید. فکر نمی کنم جای مخالفتی وجود داشته باشد تا بعد ببینیم چه می شود.به هر حال بنده موافقم. در ضمن بنده به اندازه چندین سالم ایمیل دریافت کردم! انگار قصد کردید ایمیل ما را پر کنید!

12:40 AM  
Blogger nana گفت:

دوستان عزيزي که مرا ميشناسيد
از نخستين روزي که شما را شناخته ام هرگز هيچ اتفاقي
اين چنين مرا خوشحال نکرد که از پيوستن اميد ميلاني به
اين کانون خوشحال شدم .
استقبال اميد ميلاني براي پيوستن به همگي ما نشانه اي
از بلوغ فکري او است .
اگر کساني از شما تصور ميکنيد که اميد ميلاني گه گاهي در دفاع
از اين رژيم مطالبي مينويسد بايد بگويم اين حق اوست و بر مبناي
اصل ازادي بي قيد و شرط بيان ازاد است که هرچه ميخواهد بنويسد
انچه که توجه شما را به ان جلب ميکنم اين است که ما مخالفان اين
رژيم بايد قادر باشيم با استدلال و فکت و فيگور در برابر سخنان او
جواب داشته باشيم و اگر در گذشته و اينده بجاي بحث با او او را
نديده گرفته ايم پس با عرض معذرت از همگي خاک بر سر ما
البته بايد نظر شخصي خود را راجع به اميد ميلاني بدهم
به نظر من اميد بيشتر از انکه مبارز يا سياسي باشد روحي هنرمند
دارد و با اين روح هنرمندانه هنگامي که بر مسائل سياسي تمرکز
ميکند گاها پرت و پلا ميگويد .
من شخصا به اميد و کساني چون اميد خوش امد ميگويم و باري ديگر
به عنوان يکي از مسن تر به همه ياد اور ميکنم همگي ما در يک قايق
هستيم و غرق شدن قايق به معني مرگ همي ماست . موفق باشد نانا

1:43 AM  
Blogger Mollah in Canada گفت:

ما در برهه ای هستیم که باید به فکر اصل وجود آزادی فکر کنیم ونه سواستفاده از آزادی و یا آفات آن. هیچ کس منکر سو استفاده احنمالی از آزادی نیست ولی الان آزادی بیان در ایران مثل یک جنازه در حال موت است که اول بفکر حیات و احیا آزادی باید بود. لذا من در بست با این دو اصل موافقم.

2:09 AM  
Blogger madyar گفت:

دوستان سلام.
من فكر مي كردم كه اول از همه درباره ي اين كه چنين كانونهايي در اينترنت و فضاي وبلاگستان بايد ايجاد بشود يا نه بحث مي شود.كه خوب اينگونه نشد.
با اين گفته كه با نيت و نفس اينكار موافقم و بيشتر موارد منشور و اساسنامه را قبول دارم و با توجه به اينكه در وبلاگستان جايي براي چنين كانوني متصور نيستم خواهشمندم عضويت مرا در اين كانون كه به طور موقت بود لغو نمائيد.
گسسته باد زنجير استبداد
زنده باد آزادي

2:10 AM  
Blogger m گفت:

با اصل اول مخالفم.شدیدا هم مخالفم......

5:12 AM  
Blogger rouzbeh گفت:

من با هر دو گزينه موافق هستم و آزادي در حوزه انديشه را بدون هيچ قيد و شرطي قبول دارم و نظارت قدرت بر اين حوزه ره شديدا غير راهبردي دانسته و از هر دو شرط ياد شده دفاع كامل مي كنم.

10:12 AM  
Blogger m گفت:

گفتم که با اصل اول مخالفم.آزادی حقی نیست که دیگران به ما بدهند و بگویند بفرما این هم آزادی...!!!
خود ما باید به مرحله ای برسیم که به آزادی دست پیدا کنیم.به نظر من در یک انتخابات بین رای کسی که تحصیلات سیاسی داره و رای کسی که تحصیلات غیر سیاسی داره و کسی که هیچ نوع تحصیلاتی نداره خیلی فرقه.به نظر من رای نفر اول بیشتر از بقیه ارزش داره و نفر آخر اگه می خواد رایی بده که ارزش داشته باشه باید خودشو بالا بکشه نه اینکه منتظر باشه بهش حق رای مساوی با دیگران دادده بشه.
آزادی چیزی نیست که هرکس جنبه داشتنش رو داشته باشه!
مهران

11:25 AM  
Blogger زمستان است گفت:

دوست گرامي مهران!
اتفاقاَ در جمله ي اول بند 1 منشورتاكيد شده كه اين حق (آزادي) حق همگان است و جنبه ي اعطايي ندارد. پس برداشت شما را درست نمي دانم. /درباره تحصيلان سياسي و...كجا ثابت شده كه تحصيلات سياسي با ارزش تر از تحصيل در ساير رشته هاست ؟و در ايران مي توان اضافه كرد :چه كسي مطمئن است تحصيل كرده هاي ما توانايي و هوش بيشتري از تحصيل نكرده ها دارند؟ اگر مداركي داريد بفرمائيد تا اطلاعات من هم اضافه شود. دوم اينكه هدف كانون هدف سياسي مطلق نيست كه سياسيون راي دهند. برداشت من اين بوده كه كانون يك انجمن فرهنگي و صنفي است.حال اگر در جهان و به خصوص جهان سوم هر حركتي به سياست گره مي خورد بحث ديگر ي است.راي يك سياسي گاهي در جهت منافع ايدئولوژي و گروه خودش است نه تمام مردم.پيشنهاد مي كنم درباره ي كلمه ي بالا و پايين در مورد انسانها در ذهنتان تجديد نظر كنيد.
با تشكر :سرها در گريبان است

11:51 AM  
Blogger شبح گفت:

مهران عزيز!
دوران انوشيران و جامعه‌ي کاستی که فقط سواددارها حق رای داشته باشند قرن‌هاست که به سر آمده است. ضمنا بزرگ‌ترين فجايع بشری را باسوادها انجام داده‌اند!
به هر حال متوجه نشدم اين موضوع چه رابطی به اصول اول و دوم مشنور دارد. بالاخره برای وب‌لاگ نوشتن به ميزانی از سواد نياز است.

12:56 PM  
Blogger شبح گفت:

زمستان است عزيز و ارنستوی نازنين!
از برخورد مسولانه‌ی‌تان به سهم خودم تشکر مي‌کنم.
همان‌طور که خود شما هم يادآور شديد مسلما مشنور به کليات مي‌پردازد و من تصور مي‌کنم وقتی از قيود جهانی استفاده مي‌کنيم کافی است و در مشنور نبايد وارد مصاديق شويم.

1:06 PM  
Blogger شبح گفت:

دوستان عزيز!
ظاهرا بحث در مورد دو اصل اول منشور به اندازه‌ي کافي صورت گرفته است. البته مجددا وقتی کل منشور را مي خواستيم تصويب کنيم مي‌توانيم به اين اصول نگاهی دوباره بياندازيم.
اگر موافق هستيد اصل بعدی را پست کنيم.

1:11 PM  
Blogger m گفت:

اینکه آزادی حق باشه یا نه تاثیری در جنبه اعطایی بودنش نداره........مشکل ما اینه که همه چیز رو روی کاغذ و به صورت تئوری بررسی می کنیم.تا اونجایی که من می بینم با چشمای خودم آزادی اعطا کردنیه،چه باب میل باشه چه نباشه.همه جا ولایت فقیهی هست که بخواد مردم رو به بهشت برین هدایت کنه....اونور دنیا حجت الاسلام بوش اینور دنیا حجت الاسلام بن لادن و نائب امام زمان در میهن آریایی اسلامی(به قول بامداد عزیز)در ضمن به نظر من آزادی حق همگان نیست.چون همگان جنبه آزادی رو ندارند!.
من در مورد انتخابات که یک مسئله سیاسیه پای تحصیلات سیاسی رو پیش کشیدم.فکر کنم در تعریف کلمات سوءتفاهم پیش اومد.
منظورم از تحصیلات،تحصیلات دانشگاهی نبود،درک سیاسی بود.من خودم تحصیلات سیاسی دانشگاهی ندارم...اگه چیزی هم مطالعه کرده باشم از روی علاقه شخصی خودم بوده تحصیلات سیاسی دانشگاهی رو هم از بقیه رشته ها بالاتر نمی بینم.
اینکه رای یک سیاسی در جهت منافع ایدئولوژی حزبش باشه به نظر من قابل قبول تر از اینه که یک نفر نا آگاه در ازای یک کیسه برنج و یک قوطی روغن به کسی رای بده.در مورد اینکه این کانون هم یک انجمن فرهنگی و صنفیه هم بدون تعارف می تونم بگم که در موردش شک دارم.مگه اینکه واقعا به من ثابت بشه.
من هنوزم اعتقاد دارم که انسان ها بالا و پایین دارن.چون به چشم خودم این مسئله رو می بینم.مدت زیادی سعی داشتم خودمو مجاب کنم که اینطور نیست.ولی یک حقیقته و متاسفانه اونقدر مشهوده که نمی شه نا دیده گرفت این قضیه رو!
با تشکر.......مهران(اعترافات یک دانشجوی فریب خورده)

1:14 PM  
Blogger Mohammad گفت:

من با اين دو اصل تا حدودی موافقم اما بايد يک مساله ای مشخص بشه کاملا، اون اينه که آزادی بيان فقط در همه عرصه های حيات فردی و ... ، حالا اگه يکی پيدا شه و با اسم آزادی بيان بخواد عقايدی رو منتشر کنه که جلوی آزادی های فردی رو بگيره و به حقوق بشر اسيب برسونه مسلما نبايد جزء اين منشور آزادی قرار بگيره، همونطور که کورش بزرگ در منشور حقوق بشر خودش ميگه " من اعلام می کنم که هر کسی آزاد است هر دين و آيينی را که ميل داردبرگزيند و در هرجا که می خواهد سکونت گزيند و به هرگونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جای آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نمايد، تنها به شرطی که حق و حقوق کسی را پايمال ننمايد و زيانی به حقوق ديگران وارد نسازد."

اميدوارم راهی رو که شروع کرديد با قدرت به سرانجام برسونيد.
بدرود
http://ansoye-napeyda.blogspot.com/

1:19 PM  
Blogger Mohammad گفت:

من با اين دو اصل تا حدودی موافقم اما بايد يک مساله ای مشخص بشه کاملا، اون اينه که آزادی بيان فقط در همه عرصه های حيات فردی و ... ، حالا اگه يکی پيدا شه و با اسم آزادی بيان بخواد عقايدی رو منتشر کنه که جلوی آزادی های فردی رو بگيره و به حقوق بشر اسيب برسونه مسلما نبايد جزء اين منشور آزادی قرار بگيره، همونطور که کورش بزرگ در منشور حقوق بشر خودش ميگه " من اعلام می کنم که هر کسی آزاد است هر دين و آيينی را که ميل داردبرگزيند و در هرجا که می خواهد سکونت گزيند و به هرگونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جای آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نمايد، تنها به شرطی که حق و حقوق کسی را پايمال ننمايد و زيانی به حقوق ديگران وارد نسازد."

اميدوارم راهی رو که شروع کرديد با قدرت به سرانجام برسونيد.
بدرود

1:27 PM  
Blogger زمستان است گفت:

با سلام دوست گرامي مهران!
اينكه همگان جنبه ي آزادي رو ندارند يا دارند اول بايد حيطه ي آزمايشي باشه (فضاي آزاد) تا بعدبشه گفت چه كسي جنبه ي ازادي رو داره يا نداره( چه كسي حق تعيين صلاحيت رو داره؟جز قانون – ايا من و شما حق تعيين جنبه را داريم؟)- در مورد اعتقاد به تقاوت بين انسانها و...با بحث كوچكي در اينجا نمي شه نظر كسي را تغيير داد و به من هم ارتباطي پيدا نمي كنه ./اما درباره ي اطمينان به صنفي – فرهنگي بودن كانون ...با پيش داوري
نمي شه به نتيجه رسيد .فقط آنچه تصويب خواهد شد و تركيب اعضاي ثابت و مهمتر از هرچيزي زمان نشان خواهد داد كه چه خواهد شد.
با تشكر از حوصله تان- سرها در گريبان است.

10:43 AM  
Blogger Reza Ali گفت:

من با اين دو اصل موافقم چرا که خود به خود حق آزادی بيان ايده های مخالف را نيز شامل می شود و در ضمن حوزه آزادی آن در انديشه و بيان است و طبيعتا مواردی که آزادی ديگران را محدود کند در حوزه عمل و اجراست که طبيعتا در محدوده قوانين مملکتی جای دارد که فعلااز حوزه فعاليت اين کانون خارج است

11:04 AM  
Blogger ادمین گفت:

بنده با هر دوی این دو اصل موافقم. ببخشید که نامم به عنوان ادمین ثبت میشه - به خاطر اینه که در پروفایل بلاگر از اسم ادمین استفاده کرده ام. ممنون. هاله

4:46 PM  
Blogger ادمین گفت:

در ضمن دوستانی که میگن ما پای توضیح واضحات (حق حق است و غیره) امضا نمیکنیم ... خوب چه ضرری داری پای توضیح واضحات امضا کنیم یا موافقتمون رو اعلام کنیم؟ من متوجه نمیشم راستش. هاله ملقب به ادمین

4:49 PM  
Blogger سوسکی گفت:

I agree with both items so far.
Cheers,
--Sooski

9:19 PM  
Blogger Behzad گفت:

موافقم دیگه !!

ariyak.persianblog.com

2:08 AM  
Blogger nana گفت:

من با هر دوي اين اصول موافقم .

ادمين گرامي احتمالا سر همگي شماها شلوغ است
ولي اگر وقتي پيدا شد نام وبلاگ مرا هم در ليست اعضا
بياوريد . با تشکر نانا

2:23 AM  
Blogger Lord گفت:

با هر دو اصل نوشته شده موافق‌َم. هر چند به نظرم بهتر است این کلمه‌ی "امحا" در اصل دوی‌ُم را عوض کنیم. به شخصه باید فکر کنم تا محو به کله‌ام بیاید!

2:36 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

میبخشید اینجا این مطلب رامطرح میکنم ولی تا دوستان در یاهو گروپ ثبت نام نکنند امکان رآی گیری در مورد اصول منشوروجود ندارد

الان تعداد ثبت نام کننده ها در یاهو گروپ 81 نفر است ولی
تعداد اعضای موقت 149 نفر و21 نفر هم درخواست عضویت
رسیدگی نشده وجود دارد
اینهم آدرس یاهو گروپ جهت ثبت نام
http://groups.yahoo.com/group/kanooneweblognevisan/

10:32 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

براي عضو شدن در ياهو گروپ جهت رآي گيري شما بايد يک آي-دي در ياهو داشته باشيد –براي ثبت
آي دي ميتوانيد از طريق ميسنجر و يا در خودآدرس:
http://groups.yahoo.com/group/kanooneweblognevisan/
دوستاني که با ايميل ياهو در کانون عضو شده اند از همان آي دي ايميل شان استفاده کنند
دوستاني که ايميل ياهو دارند ولي با ايميل ديگري در کانون عضو شده اند ضمن ارسال ايميل به آدرس
kanooneweblognevisan@yahoogroups.com
از طريق ايميل ثبت شده شان بعنوان عضو موقت کانون ميتوانند آي دي و پسورد ايميلشان در ياهو را اعلام کنند.
براي گرفتن آي دي در ياهو :
از آبشن" نيو يوزر- ساين آپ" استفاده کنيد – دوستان توجه داشته باشند که از اسامي مجازي خود براي پر کردن مشخصات ياهو استفاده کنند و دوستاني که ميخواهند آي دي جديد بگيرند اسم آي دي و نام بکار رفته در بلاگ و يادر امضا مقالات بهتر است استفاده شود.

10:59 AM  
Blogger شبح گفت:

لرد عزيز!
کاملا موافق‌ام اگر تو يا ساير دوستان به‌خصوص بامداد عزيز که سروايراستار بزرگ کانون هستند خواهش می‌کنم واژه‌ْی مناسب‌تری را پيشنهاد کنند.

12:11 PM  
Blogger دنیایی گفت:

با هر دو اصل موافقم .

8:14 PM  
Blogger دنیایی گفت:

با عرض پوزش کامنت هلند هم مال من است رفتم درستش کردم .

8:27 PM  
Anonymous Anonymous گفت:

نوید هستم از بلاگ نیک

من در وبلاگم از مطالب تاریخ ایران زمین مینویسم و به همین علت هم

روزانه 2 الی 3 ایمیل ویروسی دریافت میکنم

من با 2 اصل منشور ت به اینجا موافقم و اعلام رای مثبت میکنم به 2 اصل نوشته شده

www.nikkar.blogsky.com

nvnik@walla.com

YAHOO ID: nvnik1366

12:39 PM  
Blogger SoloGen گفت:

1-پيش‌تر در گروه ياهوي گروه و قبل از تشکيل اين وبلاگ، نظرات‌ام را درباره‌ي منشور و اساس‌نامه‌ي پنلاگ نوشته بودم. احتمالا بعضي از اعضا آن را خوانده‌اند و به احتمال زياد، تعداد بيش‌تري هم آن را نخوانده‌اند. در آن زمان سعي کرده بودم بخشي از منشور و اساس‌نامه را نقد کنم. با اين‌که در آن زمان (حدود يک ماه پيش) بيش‌تر اعضا درگير راه‌اندازي و سازمان‌دهي‌ي فني‌ي ماجرا بودند، اما باز هم بخش‌هايي از نقدم موثر واقع شد و باعث تغيير بندهايي از منشور شد. در واقع شبح با بعضي از قسمت‌هاي نوشته‌ي من موافق بود و تغييراتي در منشور داد. با اين‌حال، بخش‌هاي بيش‌تري از کل ماجرا به بحث گذاشته نشد. دليل چنين موضوعي واضح است و زياد به آن نمي‌پردازم. به جاي‌اش آن نوشته‌ها را در جاي در دست‌رس‌تري قرار مي‌دهم (مثلا penlog2.blogspot.com و www.sologen.net (سايت شخصي‌ام)) تا اگر کسي خواست آن‌ها را بخواند و به آن‌ها فکر کند. به هر حال ...

2-فعلا قرارست تنها درباره‌ي دو بند اخير منشور نظرمان را اعلام کنيم. اما من همان‌طور که پيش‌تر گفته بودم، با چنين روشي موافق نيستم. بررسي‌ي بند-بند يک نوشته‌ي دقيق (يا حداقل نوشته‌اي که قرارست دقيق باشد)، با اين‌که لازم است اما کافي نيست. دليل‌اش آشکارست: من نوعي بند 1 را مي‌خوانم. به نظرم بد نمي‌آيد و با آن موافقت مي‌کنم گرچه در گوشه‌ي ذهن‌ام به خاطر مي‌سپارم که بايد يک جايي مساله‌ام اصلاح شود. بعد مي‌روم سراغ بند 2. درباره‌ي آن هم همين نظر را دارم ولي مثل قبل منتظر بندهاي ديگر مي‌مانم. در همين حال،‌ نکته‌ي بند 1 (که مثلا هفته‌ي پيش بحث‌اش شده بود) تقريبا از يادم مي‌رود و توجه من معطوف به مساله‌ي بند 2 مي‌شود. اين بازي ادامه پيدا مي‌کند تا به بند آخر مي‌رسم. آنک دستگاهي از گزاره‌ها خواهم داشت که با هر کدام از بندهاي‌اش تا حد خوبي موافق‌ام ولي وقتي بعدا مي‌خواهم از کليت آن براي حل مشکلي استفاده کنم به سختي گير مي‌کنم: آن گزاره‌ها اصلا کليت ندارند!!!
با اين‌که علاقه‌اي ندارم به عنوان ساز مخالف شناخته شوم، اما بر خود لازم (و بلکه واجب انساني) ديدم نظرم را بيان کنم. آيا راه حلي پيش‌نهاد مي‌کنم؟ بله!
پيش‌نهاد مي‌کنم دو سري پست به طور موازي تعقيب شود. يک سري پست درباره‌ي بند بند منشور باشد (مثل همين‌اي که هست) و يک‌اي هم درباره‌ي کليت منشور. در دومي،‌ هر کسي مي‌تواند نظرش را درباره‌ي کل منشور اعلام کند و در سري‌ي اول نيز آرام آرام درباره‌ي هر بند با دقت بيش‌تري پيش مي‌رويم. در آخر، دوباره از بند اول بحث مي‌کنيم و به بند آخر مي‌رسيم (يعني دو بار کل بندها را مرور مي‌کنيم و يک بار هم به طور موازي کليت آن را بررسي مي‌کنيم). اگر پس از مرور دوم همه چيز منطقي و سازگار مي‌آمد که سراغ ادامه‌ي کار –يعني اساس‌نامه- مي‌رويم وگرنه اين دور را تکرار مي‌کنيم. آيا اين روش خيلي خوب است؟ مطمئن نيستم.

3-بند 1 منشور به دليل وجود کلمه‌ي آزادي بحث‌انگيز است. يکي از اعضا مثال پورنوگرافي‌ي کودکان را مطرح کرد و گفت اين با بند 1 تناقض دارد. درست مثل هر بحث ديگري، عده‌اي موافق بودند و عده‌اي مخالف. عده‌اي مي‌گفتند مي‌بايست منشور تغيير پيدا کند و مثلا بيان بدارد که اگر آزادي باعث آسيب به ديگران مي‌شود، جايز نيست. عده‌اي ديگر -به درستي- اعتراض مي‌کردند که اين شيوه به همان روش حکومت‌هاي توتاليتر منتهي مي‌شود و جاي تفسير قدرت‌مندان را باز مي‌گذارد (چه کسي مي‌گويد نوشته‌ي من باعث تشويش اذهان عمومي مي‌شود يا خير؟ چه کسي حق دارد چنين چيزي بگويد؟ هيچ کس! البته در همين جمع خودمان و از بين طرف‌داران بي حد و حصر آزادي‌ي بيان چنين چيزي به من گفته شد و يک بار تقاضا شد که ديگر حرفي نزنم. بگذريم ...).
مشکل چيست؟ مشکل در اين است که "آزادي" مفهوم مشخصي ندارد. پورنوگرافي کودکان،‌ نشان دادن صحنه‌ي قتل ديگران و‌ فحش و ناسزا گفتن بي برو برگرد از مصاديق آزادي‌ي بيان است. در ضمن اگر کسي از پورنوگرافي‌ي کودکان خوش‌اش نمي‌آيد –که من هم خوش‌ام نمي‌آيد و آن را غيرانساني مي‌دانم- نمي‌تواند با اضافه کردن بندي در اساس‌نامه که در آن صاحبان سايت‌هاي پورنوگرافي‌ي کودکان اجازه‌ي عضويت ندارند، مشکل را حل کند چون با همين بند منشور تناقض پيدا خواهد کرد. قبول دارم که حل چنين مساله‌اي –حدود آزادي- بسيار پيچيده و بغرنج است، اما اگر آن را در اين‌جا حل نشده رها کنيم بعدا بدجوري يقه‌مان را مي‌گيرد. به گمان‌ام اين مهم‌ترين کاري است که مي‌توانيم بکنيم.

2:27 PM  
Blogger آرمین گيله مرد گفت:

سلام ...
بنظر من بند به بند به پیش برویم و یا مثل بعضی از دوستان بندهای تازه ارائه کنیم و سپس آخر سر کل منشور را زیر نطر بگیریم بهتر هست.

اما جریان پورنوگرافی کودکان و ربطش به آزادی بیان رو نفهمیدم.
آزادی بیان و اندیشه و انجام اعمال ناشایست و ضد بشری چه ربطی به هم دارد؟؟؟
اولا که من طرفدار آزادی بیان و اندیشه بدون قید و شرط هستم و با اینکه بطور کل از دولت و پلیس و قضات خوشم نمیاد و دل خوشی ندارم اگر چنین اشخاصی بهم برخورند شکایت من فوری و بدون قید و شرط هست و درین مورد حاضرم با هر دولتی و ارگانهای دولتی همکاری کنم و درین شک ندارم که دوستان هم همینطور فکر میکنند
من نمیفهمم که آزار و اذیت کودکان و کیف کردن ازین آزار اصلا چه ربطی به آزادی بیان و اندیشه دارد.
ازادی بدون شرط به این معنی نیست که ما طرفدار سرکوب، آزار و قتل و ... هستیم اما اگر شروط بگذاریم هرکی که مخالف اندیشه و فکری هست میتواند بگوید این سخن من را ازار میدهد، پس خفه شو

7:18 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

آرمین جان ربطش خیلی ساده است :

ا- وقتی که شما از آزادی نشر صحبت میکنی یعنی میتوانی هرچیزی را نشر دهی از جمله پورنوگرافی کودکان و یا بطور عام پورنوگرافی

2- البته یک دولت میتواند ادعا کند که آزادی نشر حتی برای نشر پورنوگرافی کودکان آزاد است چون فرض کنیم دولتی دموکراتیک باشد و از طریق کاملآ دموکراتیک این موضوع را تصویب کند – کاملآ منطقی است که این موضوع طی پروسه ای دموکراتیک جهت تصویب قوانین انجام گرفته ولی کانون وبلاگنویسان دولت نیست – از نظر من کانونی فرهنگی-سیاسی- اجتماعی است و دلمشغولی آن آزادی بیان – موضع این کانون در قبال نشر پورنو گرافی کودکان که توسط مافیای خاص آن و بصورت یک تجارت با یک سرمایه گذاری بسیار وسیع در این زمینه انجام میگیرد باید مشخص باشد و اعلام شود- چرا؟ به یک دلیل ساده چون کودکان امکان استفاده از آزادی بیان و ابزار های لازم را ندارند در نتیجه این وظیفه ماست که از حقوق کودکان در هر زمینه ای دفاع کنیم.اینکه حقوق کودکان را اینجا عمده کرده ام – بهمین دلیل بسیار ساده است که معمولآ ما فراموش میکنیم.

3- سولوژن بسیار عزیز میگوید: با احتساب این موضوع اگر این امر در اصل دیگری از منشور و یا در اساسنامه تصریح شود – منطق (لاجیک) منشور دستخوش نقصان میشود. از نظر من درست میگوید ولی من یکی نگران لاجیک منشور نیستم – من نگران نشر پورنوگرافی بصورت یک بیزنس مافیایی و مهر تائید کانون وبلاگنویسان بر آن هستم- حالا میخواهد لاجیک آسیب ببیند و یا نبیند.نکته بعدی اینکه لاجیک منشور دو ارزشی نیست تا با نقض قسمتی از آن تمام اصل زیر سئوال برود – منشور بگونه ای تهیه شده که منطق مسلط بر آن دو ارزشی نیست.

8:03 PM  
Blogger n گفت:

salam

man vaghti mikham ozv besham, access denied migiram. lotfan man ro ozv konid: esm nasim salak
email: shistory@blogspot.com
weblog: shistory.blogspot.com

2:11 PM  
Blogger nescofesard گفت:

در مورد صحیح بودن این دو گزینه حرفی نیست فقط نجوه پشتیبانی از وبلاق نویسان مهمه.که با شرایط موجود یکم دور از ذهن به نظر میاید
کرگدن

3:08 PM  
Anonymous Anonymous گفت:

های
من با این دو اصل با همین انشاء موافقم.
دوستان اگر کسی در بلاگش به پورنو کودکان پرداخت بعداً در مورد وضعیتش در کانون به طور جمعی تصمیم خواهیم گرفت.
چون ظاهراً همین یک موضوع مورد بحث همه است پس حواله اش بدهید به تصمیم گیری های داخلی کانون و اسانامه را به همین صورت بهتر است بپذیریم.
قربون همتون بشم
سیامک
http://khakeiran.blogspot.com

1:55 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

سيامك عزيز
مسلمآ پورنو گرافي كودكان يك مثال مشخص بوده است- از نظر من -تبليغ نفرت نژادي- نيز مثال ديگري است
پورنوگرافي بصورت تجاري بازهم مثال ديگري است.

در نهايت دو راه حل پيشنهاد شد:
1- موارد در اساسنامه و قسمت سلب عضويت بحث شود
2-موارد بصورت ضميمه اصل سوم و بصورت انتخاب قوانين عام و جهانشمول مرتبط ذكر شود

7:23 AM  
Anonymous Anonymous گفت:

با هر دو ماده موافقم
http://jens-e-dovom.p[ersianblog.com

7:13 PM  
Blogger AmiN گفت:

سلام. با اين اصول موافقم. اما آزادي مطلق مشكل سازه. بايد عنوان كنيد كه توهين به عقايد ديگران مشمول اين آزادي نميشه. و توهين رو هم تعريف كنيد كه سواستفاده نشه. مثل كلمات ركيك و غيراخلاقي. همينطور تهمت هم جز آزادي بيان حساب نميشه.
در تعريف تهمت و افترا هم ميشه گفت هر نسبتي كه به كسي داده شود و نتوان آن نسبت را با دليل و مدرك و سند اثبات كرد.
اين نظر من بود البته.

4:38 PM  
Blogger شبح گفت:

g-z عزيز!
جلوي آزادي افراد حتا اگر تهمت‌زدن باشه را نمي‌شه گرفت اما مي‌تونيم در آيين‌نامه عضويت مسايلي مثل ناسزاگويي يا تهمت زدن را مطرح کنيم و براي اين‌کارها مجازات‌هايي يا حتا اخراج از کانون را تعيين کنيم که به بحث‌هاي آيين‌نامه‌یی برمي‌گردد.
در منشور مي‌گوييم انسان‌ها آزاد هستند هر بياني دارند مطرح کنند و کسي حق محدود کردن اون‌ها را ندارد.

2:58 AM  
Blogger زيتون گفت:

صحیح است...احسنت:)

11:36 PM  

Post a Comment

<< خانه