۳. وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
سلام ...عمل بسیار شایسته ای و امیدوارم که درین تلاش موفق باشیم. و قبل ازینه بحث شود من از همینجا اعلام میکنم که مخالفم با زبانهای متنوع کودکان اذیت و آزار شوند (ببخشید از طعنه آمیز بودن این جمله اما خب بحث قبلی رو تازه امروز خوندم)
میبخشید ولی طبق پیشنویس که در سمت راست قرار داده شده این اصل سوم نیست.
اصل سوم:
وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
دوستان عزیزهییت همآهنگ کننده !اشکالی پیش آمده منشور بایگانی در فایل یاهو گروپ و همچنین اساسنامه آن مربوط به طرح پیشنهادی اول است که مدتها مورد تبادل نظر قرار گرفت و یکسری تغییرات در آن بوجود آمد منشورارایه شده حاصل از بحث ها در پن لوگ قرار داده شده است که اگر بازش کنید می بینید مطابق این منشور اصل 3 به این شکل است: 3- وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند. دوستان لطفن این موضوع را کنترل و تصحیح کنید. ترانه
حق با دوستان است اين اصل چهارم است اصل سوم به اين شرح است: وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
با عرض پوزش من به اشتباه اصل سوم را از فایلی که در بایگانی گروه یاهو بود بگمان اینکه این جدید ترین نسخه است منتشر کردم. از دوستانی که این فایل را به اشتباه در گروه یاهو قرار داده اند خواهش میکنم آنرا با نسخه اصلی عوض کنند.
دوستان این اصل بطور کلی یک توهین است به وبلاگ نویسها. تمام وبلاگ نویسهایی که من میشناسم همگی هم وطن دارند و هم خیلی وطن پرست هستند. من به شخصه حاضر نیستم در کانونی که چنین اصلی در منشورش دارد عضو شوم. سپاسگذار میشوم اگر دوستانی که توانایی تصحیح این اصل را دارند آن را اصلاح کنند تا به گونهای باشد که واقعآ آن چیزی را که هدف دوستان بوده و آن بگمان من این موضع بوده که وبلاگ یک پدیده جهانی است و باید پایبند قوانین بینالمللی و جهان شمول باشد. وقتی واقعیت چنین است که نویسندگان وبلاگها میتوانند حتی دریک وبلاگ از نقاط مختلف دنیا مطلب بنویسند(همین وبلاگی که میخوانید یک نمونه آن است) پس در نتیجه نمیتوان قوانین یک کشور بخصوص را در این زمینه اجرا کرد و مخصوصآ قوانین آزادی ستیز حکومت اسلامی.
يکُم که گفته شده وبلاگها و نه وبلاگنويسها. با اين که ممکن است کمی سفسطهآميز باشد، ولی شايد توجه به اين نکته، ايراد حسن آقا را برطرف کند، هر چند به نظرم بهتر است اصلاحيهی فضولک را انجام داد (يا بلکه بيشتر!): اينترنت فضايی جهانیست واز لحاظ قوانين تابع قانون قضائی کشور خاصی نيست بنابراين نويسنده يا نويسندهگان وبلاگها، در محدودهی اين فضای مجازي، ملزم به رعايت قوانين محل زندهگی خود نيستند. تنها ملزم به رعايت قوانين عام و جهانشمول هستند......ولی با چشمپوشی از برداشتِ خاصی هم که از اين اصل میتوان داشت، يک نکته باقی میماند و آن اينکه "قوانين عام و جهانشمول" کدامها هستند که ما ملزم به رعايتشان میشويم؟ آيا اين يک کم مشکل ندارد؟ مثلاً با اصلِ اول (آزادی انديشه و بيان و نشر در همهی عرصههای حياتِ فردی و اجتماعی بی هيچ حصر و استثنا حقِ همگان است.,) در تناقض نيست؟ شايد دوباره جا برای بحثِ پرنوگرافی کودکان باز شود. هاها! ******** و بعد يک بحثِ ديگر پيش میآيد که البته میدانم تا حدودی جایش اينجا نيست، ولی چون نمیدانم که حق نوشتن در پنلاگِ دو را دارم يا نه، مختصر مطرح میکنم: من هنوز دقيقاً نمیدانم هدف اين کانون چيست. (با سولوی عزيزم هم در موردِ بحثش سر کانون ناميده شدنِ ماجرا موافقام.) اگر هدف دقيقاً مشخص شود، آن وقت شايد بتوان اصول را با ديدِ ديگری خواند. هر چند لزوماً اين خيلی هم خوب نيست. مخصوصاً که نامِ ماجرا، فعلاً کانون وبلاگنويسانِ ايران است. (احتمالاً اين قسمتِ آخر کمی گنگ شد، ولی بحثِ بيشتر را به جای مناسبَش موکول میکنم. فقط يک سوال: چه کسانی میتوانند در پنلاگ 2 بنويسند؟) و تکرار يک پيشنهاد: به هر اصل ِ جديد که میرسيم، اصول قبلی را هم بگذاريم در معرض نظرسنجی باقی بمانند که با وجود تأکيد بر اصل جديد، کليت منشور هم موردِ توجه باشد و تناقضاتِ احتمالی، برطرف شوند.
لرد عزیز حق با شماست که اینجا منظور وبلاگ است نه وبلاگ نویس ولی باور کن که تعدادی از وبلاگها چنان با وجود وبلاگ نویسها عجین شده که وقتی می گویی وبلاگ وبلاگ نویس در نظرها می آید و همین مساله باعث خواهد شد که رژیم ایران بتواند بر روی همین گونه مسائل سرمایه گذاری کند و بعد بوسیله آن وبلاگها را زیر سوال ببرد. درعوض من هم با تو هم عقیده ام متن فضولک بیشتر دل چسب و مورد قبول است. درمورد قوانین جهان شمول برعکس شما من موافق این قسمت هستم. قوانین جهان شمول را همه می شناسند و آن چیزی نیست بجز قوانین حقوق بشر. و هیچ تفسیری بر آن میسر نیست. حداقل می توان قوانین حقوق بشر را بعنوان حداقل پذیرفت. درمود نوشتن در پن لاگ 2 همه کسانی که عضو شده اند دعوتنامه عضویت در وبلاگ را هم دریافت کرده اند و اگر شما به دعوتنامه پاسخ مثبت داده باشید حتمآ می توانید در آنجا مطلب پست کنید. اگر مشکلی داشتید خبر بدهید تا پیگیری کنم.
گيله مرد گرامي ! بعد از ترافيك سنگيني كه در قسمت نظرخواهي براي بند 1 و 2منشور بود !!!و نظرهاي متنوع و متعددارائه شده- نياز به يك طنز و زنگ تفريح احساس مي شد...ببخشيد مثل خودتون جواب دادم. درباره ي الزام به رعايت قانون ...قوانين جهان شمول به طور كلي و يا قوانين خاص و محدودكه ممكنه پيشنهاد بشه موضوع اصلي اينه كه عضو كانون وبلاگ نويسان ايران بودن يعني چه؟ يعني فقط آزادي خواه بودن ؟؟؟بد و خوب را كاري ندارم فقط سوال مي كنم.اگر بله و اين تنها نقطه ي مشترك خواهد بود پس نيازي به الزام به رعايت قوانين عام و جهان شمول نيست چون به قول ناناي عزيز كسان ديگري در حد جهاني به جامعه اينترنتي نظارت مي كنند/ اما اگر اعضاي كانون وبلاگ نويسان قرار است نقاط مشترك ديگري داشته باشندو اصولي را رعايت كنند پس يك سري الزام ها هم خواهد بود . .كه روشن بودن انها براي همه ضرورت دارد ياد اوري مي كنم در بند 6 منشور امده است : هويت مجازي نويسنده ي وبلاگ ها محترم است و افشاي آن تحت هيچ شرايطي مجاز نيست ...خوب...!!آيا اصل آزادي بي حصر و استثنا(بند اول منشور) نقض نشد؟ موفق و شاد باشيد.
اول) در مورد جهانشمول بودن شديدا موافقم. فقط هم بحث ايران نيست. اگر هر کشوری در دنيا قوانين محدود کننده ای گذاشت نبايد به آن سرنهاد. دوم) بهتره که "قوانين جهانشمول" را پيدا کنيم و بطور خاص ازش نام ببريم يا اينکه قوانين خودمون را تاسيس کنيم.
-----------------------
اينم باز از غرغرهای هميشگی من ;) من هنوز نمی تونم حين خوندن کامنت ها تشخيص بدم که نويسندش کی هست. بهتره که دوستای عزيز پروفيلشون را بطور خلاصه درست کنند که به وبلاگشون لينک بده. موجب امتنان خواهد بود :)
خدمت سروران عزيز عرض کنم که اينکه وبلاگ وطن ندارد واقعيتي غير قابل انکار است و اينکه اين موضوع به تريج قباي ناسيوناليستي که حسن آقا براي خود دوخته بر ميخورد ارتباطي به واقعيت هاي دنياي مجازي ندارد. نوشتن بطور کلي و وبلاگ بطور کاملآ خاص هيچ ارتباطي با مليت ندارد و يکي از مواردي که وبلاگ را از حيطه ملي بودن خارج ميکند امکان نوشتن با زبانهاي متنوع است مگر بازيهاي المپيک است که هرنويسنده اي پرچم کشورش را بچسباند بالاي وبلاگش بعدش هم برود آنسر دنيا نوستالژي اش عود کند. نکته بعدي اينکه يک وبلاگنويس ميتواند در وطنش خيلي بيشتر از وبلاگ نويس غير بومي غريب باشد – همينجا لازم است يادي از نويسنده بزرگوار صادق هدايت داشته باشم و همينطور ارنست همينگوي – چرا راه دور بروم از جمالزاده ميگويم که با معيار هاي بومي مي نوشت ولي در وطنش احساس غربت ميکرد و يا از سلمان رشدي نام ميبرم اين نويسنده هندي تبار که کالبد شکافي اش از کشور هند و همچنين پاکستان بي نظير بود و جاودانه و بياد ماندني( بچه هاي نيمه شب و شرم) –هرچند شخصآ معتقدم آيات شيطاني را به سفارش نوشت و ميخواست دل يهوديت روشنفکري را که يکي از پايه ها و لابي هاي قدرتمند کنترل روشنفکري در جهان است را بدست آورد (هرچند آنهم از خلاقيت يک اثر هنري بدور نيست). وبلاگ پديده اي جهاني است و هويت ملي تراشيدن براي آن امري صرفآ سياسي و غير منتطقي است.
امآ ميروم سراغ قوانين عام و جهان شمول – همانطور که دوستان گفته اند- يا ميبايست اين قوانين عام و جهانشمول را تعريف کرد و يا قرار دادنش به اين صورت کلي امکان هرگونه تعبير سياسي را در پي دارد. فرض کنيم حمله ايالات متحده به عراق( و نهايتآ هر کشور ديگري) طبق قوانين عام و جهانشمولي که دوستان مد نظر دارند انجام شده باشد – در نتيجه آقاي ايکس که نسبت به اين حمله بصورت خيلي راديکالي معترض است طبق قوانين عام و جهانشمول که مفهومي بسيار کلي است تروريست ناميده شود.بهر صورت اين واقعيتي کاملآ واضح و مبرهن است که قدرتمندان جهان نسبت به تدوين قوانين عام و جهانشمول ذي نفع هستند و ضرورتآ از ديد شخصي من کانون وبلاگنويسان مسئوليتي در قبال تثبيت اين قوانين عام و جهانشمول بصورت يک مسئله بي در .و پيکر و با امکان هرگونه تعبير را ندارد.
خدمت سروران عزيز عرض کنم که اينکه وبلاگ وطن ندارد واقعيتي غير قابل انکار است و اينکه اين موضوع به تريج قباي ناسيوناليستي که حسن آقا براي خود دوخته بر ميخورد ارتباطي به واقعيت هاي دنياي مجازي ندارد. نوشتن بطور کلي و وبلاگ بطور کاملآ خاص هيچ ارتباطي با مليت ندارد و يکي از مواردي که وبلاگ را از حيطه ملي بودن خارج ميکند امکان نوشتن با زبانهاي متنوع است مگر بازيهاي المپيک است که هرنويسنده اي پرچم کشورش را بچسباند بالاي وبلاگش بعدش هم برود آنسر دنيا نوستالژي اش عود کند. نکته بعدي اينکه يک وبلاگنويس ميتواند در وطنش خيلي بيشتر از وبلاگ نويس غير بومي غريب باشد – همينجا لازم است يادي از نويسنده بزرگوار صادق هدايت داشته باشم و همينطور ارنست همينگوي – چرا راه دور بروم از جمالزاده ميگويم که با معيار هاي بومي مي نوشت ولي در وطنش احساس غربت ميکرد و يا از سلمان رشدي نام ميبرم اين نويسنده هندي تبار که کالبد شکافي اش از کشور هند و همچنين پاکستان بي نظير بود و جاودانه و بياد ماندني( بچه هاي نيمه شب و شرم) –هرچند شخصآ معتقدم آيات شيطاني را به سفارش نوشت و ميخواست دل يهوديت روشنفکري را که يکي از پايه ها و لابي هاي قدرتمند کنترل روشنفکري در جهان است را بدست آورد (هرچند آنهم از خلاقيت يک اثر هنري بدور نيست). وبلاگ پديده اي جهاني است و هويت ملي تراشيدن براي آن امري صرفآ سياسي و غير منتطقي است.
امآ ميروم سراغ قوانين عام و جهان شمول – همانطور که دوستان گفته اند- يا ميبايست اين قوانين عام و جهانشمول را تعريف کرد و يا قرار دادنش به اين صورت کلي امکان هرگونه تعبير سياسي را در پي دارد. فرض کنيم حمله ايالات متحده به عراق( و نهايتآ هر کشور ديگري) طبق قوانين عام و جهانشمولي که دوستان مد نظر دارند انجام شده باشد – در نتيجه آقاي ايکس که نسبت به اين حمله بصورت خيلي راديکالي معترض است طبق قوانين عام و جهانشمول که مفهومي بسيار کلي است تروريست ناميده شود.بهر صورت اين واقعيتي کاملآ واضح و مبرهن است که قدرتمندان جهان نسبت به تدوين قوانين عام و جهانشمول ذي نفع هستند و ضرورتآ از ديد شخصي من کانون وبلاگنويسان مسئوليتي در قبال تثبيت اين قوانين عام و جهانشمول بصورت يک مسئله بي در .و پيکر و با امکان هرگونه تعبير را ندارد.
دوستان عزيز! همانطور که لرد عزيز توجه داده است. جمله را دقيق بخوانيد وبلاگها وطن ندارند. که اين کاملا با وبلاگنويسها وطن ندارند فرق دارد. در مورد اين اصل مفصل در وبلاگام خواهم نوشت.
با درود/ وطن را گویند از طویله گرفته شده است. آیا بهتر نیست بجای آن از کلمه ی میهن استفاده کرد.ویا این جمله اول را حذف کرد. وبلاگ نویسان ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول در نویسندگی می باشند جاری باشید
اگر قرار است چیزی از چیزی ریشه گرفته باشد مسلمآ این طویله است که از وطن ریشه گرفته !!!
من نمیخواهم وارد بحث جادوی کلمات شوم ولی مختصر توضیح میدهم که کلمات بار معنایی خود را دارند تعویض کلمه وطن که از نظر من هم از نظر آوایی و هم از نظر بار معنایی بسیار زیبا است با کلمه شووینیستی میهن چندان دلپذیر نیست
I do agree but what is the specific definition for the global regulations? is it a measurable factor? You may find my comment within the global rules and regulation and another sensitive person may find it against the global rules... don't we need to have the same opinion about the world's global rules? Cheers, --Sooski
سلام از آنجا که کانون با دید کاملا مثبت بنا شده پیشنهاد می کنیم اصل 3 اینگونه تصحیح شود: وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان آن فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند.
سلام از آنجا که کانون با دید کاملا مثبت بنا شده پیشنهاد می کنیم اصل 3 اینگونه تصحیح شود: وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان آن فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند.
من برای وطنم وبلاگ می نویسم.وبلاگ من فکر منه.من هم متعلق به همین وطنم.وبلاگ من هم یک وبلاگ ایرانی و فارسی زبانه.اسم این تشکل کانون وبلاگ نویسان "ایرانه".اونوقت چطور وبلاگ این نویسندگان ایرانی بی وطنه؟چطور جایی که منعکس کننده فکر و احساسات شماست رو بی وطن می نامید؟ بهتره گفته بشه وبلاگ ها متعلق به وطن نویسندگانشان هستند. اما نویسندگانشان ملزم به رعایت قوانین قضایی وطنشان نیستند و تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند...........مهران.
من با اين عبارت "قانون عام و جهانشمول " مشکل دارم. قاعدتا بنيادگراها هم فکر می کنند که قوانين دينيشون عام و جهانشمول هست. ما بايد بطور خاص مشخص کنيم چه قانون يا مجموعه قوانينی را مد نظر داريم
حذف جمله اول(وبلاگ وطن ندارد)از نظر من حذف رادیکال ترین بخش منشوراست و درونمایه اصلی این کانون را از محتوا خالی میکند-چون شما نمی توانیداز طرفی قوانین بومی را قبول نداشته باشید و از طرفی برای وبلاگها موطنی در نظر بگیرید. در نهایت چند پیشنهاد دارم: 1از جمله پیشنهاد دوست گرامی نثرما که پیشنهاد وطن وبلاگها- جهان است را دادند-به نظر من این پیشنهاد احساسات ناسیونالیستی بعضی از دوستان را جریحه دار نمیکند 2-قوانین عام و جهان شمول کاملآ تعریف شودکه به این منظور میتوان از منشور سازمان ملل و همچنین یونسکو استفاده نمود - بازهم تآکید میکنم موضع گیری کانون در مورد پورنو گرافی کودکان میبایست در این قوانین عام و جهانشمول ذکر شود
حذف جمله اول(وبلاگ وطن ندارد)از نظر من حذف راديکال ترين بخش منشوراست و درونمايه اصلي اين کانون را از محتوا خالي ميکند-چون شما نمي توانيداز طرفي قوانين بومي را قبول نداشته باشيد و از طرفي براي وبلاگها موطني در نظر بگيريد. در نهايت چند پيشنهاد دارم: 1- پيشنهاد ميکنم براي تمام حالات براي اصل سوم رآي گيري شود- از جمله پيشنهاد دوست گرامي نثرما که پيشنهاد" وطن وبلاگها جهان است" را دادند-به نظر من اين پيشنهاد احساسات ناسيوناليستي بعضي از دوستان را جريحه دار نميکند 2-قوانين عام و جهان شمول کاملآ تعريف شودکه به اين منظور ميتوان از منشور سازمان ملل و همچنين يونسکو استفاده نمود- بازهم تآکيد ميکنم موضع گيري کانون در مورد پورنو گرافي کودکان ميبايست در اين قوانين عام و جهانشمول ذکر شود و مواردي که در دستور کار کانون نيست از اين قوانين عام و جهانشمول حذف گردد.
وطن در لغت نامه يعني : ((محل اقامت شخص و جائي كه در آن متولد شده و پرورش يافته است.)) وبلاگ ها از نظر من اگر هم برايشان دنبال وطن بگرديم به ايران ختم نمي شود. بلكه وطن وبلاگ ها اينترنت است .اگر كسي قرار است به اين جمله ((وبلاگ وطن ندارد)) اعتراض كند صاحبان و مالكان اينترنت هستند نه ما كاربران در هر كجاي دنيا و از هر كشوري. به هرحال فكر مي كنم جمله ي جسورانه ايست و حيف است حذف شود.اما مي توان نوشت:
وبلاگ ها در تملك كشور ها نيستند . بنابراين نويسنده يا نويسند گان وبلاگ ها ملزم به رعايت قوانين كشور مقيم خود در محدوده ي وبلاگ نمي باشند. .شاد باشيد .سرها در گريبان است.
من با اطن مطلب موافقم که نويسندگان وبلاگ ملزم به رعايت قوانين کشورشان نيستند. اما با اين حرف کلی که گفته شود ملزم به رعايت قوانين جهان شمول هستند موفق نيستم. به نظرم آزادی کاملي باید در اين خصوص به آنها داده شود. بدون حتی یک محدوديت. ما وبلاگ نويسیم نه شهروند جامعه لیبرال.
باز هم سلام با یک نگاه اجمالی در نظرات دوستان عزیز: شبح، مهران ، علی ، ارنستوچگوارا، پویا و زمستان است ، چند نکته کوتاه به نظرم رسید که مینویسم: 1- شبح عزیز من و شما شاید رادیکالیزم را بپذیریم اما از آنجا که این کانون را برای کلیه وبلاگنویسان ایرانی به ثبت میرسانید باید کمی هم از خواسته هایمان کوتاه بیاییم اینطوری به آن آفتی که همه از آن میترسیم کمتر گرفتار می آییم.(ما ایرانی ها نمیتونیم کار جمعی بکنیم آفت بدی است نه؟) 2- ما هم موافق نام کانون وبلاگنویسان ایران هستیم پس منشور کانون نباید ناقض عنوان خود باشد بنابرین به نظر میرسد دیدگاه مهران عزیز قابل تامل همگان است. 3-آنچه علی عزیز هم گفته باید پاسخ داد که منظورمان از جهانشمول و عام چیست؟ فردا ممکنه با همین عبارت محدودیت لا یعقلی را مجبور به پذیرش شویم! 4-و اما بعضی نظرات جگوارای عزیز هم در بالا نقد شد خصوصا بخش رادیکالیسم آن. با بازگشت به متون اولیه ای که دوستان اندر وجوب تاسیس چنین کانونی آوردند بیشتر به اهمیت این موضوع پی می بریم که برای نا امید کردن بعضی ها هم که شده باید میدان را واید تر کنیم . 5- در نهایت پیشنهاد تکمیلی نثر ما برای اصل 3 : وطن اصلی کانون ایران است لیکن از آنجا که گستره حضور نویسندگان این کانون به پهنای دهکده جهانی است ، نویسنده یا نویسندگان این وبلاگهاصرفا ملزم به رعایت قوانین شبکه جهانی اینترنت خواهند بود.
باز هم سلام با یک نگاه اجمالی در نظرات دوستان عزیز: شبح، مهران ، علی ، ارنستوچگوارا، پویا و زمستان است ، چند نکته کوتاه به نظدم رسید که مینویسم: 1- شبح عزیز من و شما شاید رادیکالیزم را بپذیریم اما از آنجا که این کانون را برای کلیه وبلاگنویسان ایرانی به ثبت میرسانید باید کمی هم از خواسته هایمان کوتاه بیاییم اینطوری به آن آفتی که همه از آن میترسیم کمتر گرفتار می آییم.(ما ایرانی ها نمیتونیم کار جمعی بکنیم آفت بدی است نه؟) 2- ما هم موافق نام کانون وبلاگنویسان ایران هستیم پس منشور کانون نباید ناقض عنوان خود باشد بنابرین به نظر میرسد دیدگاه مهران عزیز قابل تامل همگان است. 3-آنچه علی عزیز هم گفته باید پاسخ داد که منظورمان از جهانشمول و عام چیست؟ فردا ممکنه با همین عبارت محدودیت لا یعقلی را مجبور به پذیرش شویم! 4-و اما بعضی نظرات جگوارای عزیز هم در بالا نقد شد خصوصا بخش رادیکالیسم آن با بازگشت به متون اولیه ای که دوستان اندر وجوب تاسیس چنین کانونی آوردند بیشتر به اهمیت این موضوع پی می بریم که برای نا امید کردن بعضی ها هم که شده باید میدان را واید تر کنیم . 5- در نهایت پیشنهاد تکمیلی نثر ما برای اصل 3 : وطن اصلی کانون ایران است لیکن از آنجا که گستره حضور نویسندگان این کانون به پهنای دهکده جهانی است ، نویسنده یا نویسندگان این وبلاگهاصرفا ملزم به رعایت قوانین شبکه جهانی اینترنت خواهند بود.
نثر ما عزیز همان پیشنهاد اولت بهتر بود ---وطن وبلاگها جهان است--- من پیشنهاد میکنم در رآی گیری منظور شود -همانطور که گفتم نه بدلیل اینکه آنرا جمله بهتری میدانم -بدلیل اینکه احساسات ناسیونالیستی دوستان را کمتر جریحه دار میکند.
دوست عزیز روش تو درست نبود -اینطور نمیشود که من نوعی که یک قدم عقب نشینی کنم شما سه قدم جلو بیایی در این صورت ترجیح مدهم سقراط وار سر حرفم بیایستم.
دوست گرامي نثر ما: شگفت زده شدم وقتي ديدم شما به طور ناگهاني جمله ي: ((وطن وبلاگ ها جهان است)) را به جمله ي غير ضروري :((وطن اصلي كانون ايران است.)) تغيير داديد!!! قرار است در منشور ايده آل كلي ومشترك اعضاء نويسنده ارائه شود .ايده آل بزرگ و مشتركي مانند آزادي براي همه.ايده آل بزرگ ديگري مانندزير پا گذاشتن زنجيرهاي تحميلي از سوي حاكمان هر كشور بر نويسندگان. اما در پيشنهاد جديد شما : وطن اصلي كانون ايران است ....وطن فرعي يا غير متمركز هم مگر داريم؟ اصلاَ اين جمله وجودش چه فايده اي دارد؟؟؟ و ارتباطش به بقيه ي جمله چيست ؟؟؟ فكر مي كنم زيادي به راست و چپ ميپيچيد. بنده در كامنت قبلي ام با يادآوري اينكه اگر هم وبلاگ ها وطني داشته باشند اينترنت است - فكر نمي كردم صاحبان اينترنت طرفداران پر و پا قرصي جهت حفظ منافع خود بين اعضا كانون دارند! معتقدم بايد وابسته نبودن وبلاگ ها به كشورهاوقوانين كشورها را مشخصاَ در منشورآورد. قدم بعدي بحث و گفتگو درباره ي محدوديت هايي است كه اعتقاد داريم بايد پايبند باشيم. اين محدوديت ها هم نمي تواند پذيرفتن محدوديت كلي و مبهمي مانند :((قوانين جهاني اينترنت)) كه- از طرف مالكان اينترنت ونه كاربران -ارائه شده است باشد. و حتي كلمه ي به كليت و مبهمي ((قوانين جهان شمول ))..... شاد باشيد .سرها در گريبان است.
وبلاگها وطن ندارند، بخش اصلی توصیفی است برای بیان آنکه در محدوده قوانین «وطنی»، یعنی همانجایی که وبلاگ ها را فیلتر می کنند، وبلاگ نویس بتواند خواست اصلی اش یعنی فضای آزاد اینترنت را بدست آورد. این جمله مترقی چندان ربطی هم به رادیکالیسم ندارد! هیچ انسان مدرنی در دنیا، فضای اینترنت را متعلق به وطن نمی بیند و در زبان محاوره ای از کلمه دنیای اینترنت استفاده می کند. چرا تعصب آنچنان چشمها را می بندد که خودمان سانسورچی خودمان می شویم؟ من با اصل3 بهمین صورت نوشته شده موافقم! باور کنید دارند جانمان را می گیرند و ما سرگرم آه ! ترانه
من همينجا متذکر ميشوم که ايجاد فضاي امن در محيط اينترنت نيز ضرورتآ مفهومي خاص کشور ايران نيست- بسياري از وبلاگنويسان در سرتاسر دنيا –از جمله کشورهايي که ممکن است از نظر بعضي دوستان کاملآ دموکراتيک باشد – با نام مستعار و در اينترنت مينويسند و از اينترنت براي نشر افکارشان استفاده ميکنند. اين ويژگي دموکراسي مستقيمي است که اينترنت بواسطه ويژگي خاص خود در اختيار بشر قرار داده است. نگراني از نشر افکار با نام خود و استفاده از اينترنت و امکان خواندن نظر سايرين و مبادله افکار در يک محيط نسبتآ امن دستاوردي است که اينترنت در اختيار بشر قرار داده و ضرورتآ روشي ايراني براي نشر افکار نيست. در نتيجه راديکاليسم مورد نظر من ذاتي اينترنت است – فرزند ناخلف مدرنيسمي است که خود شايد نميدانست که ابعاد توسعه اينترنت به کجا خواهد کشيد- مانند شايعه اي که با تصاعد هندسي منتشر ميشود و کنترل آن از دست شايعه ساز خارج ميشود- توسعه اينترنت نيز از دست بوجود آوردنگان و صاحبان آن(البته بروي اينکه چه کسي صاحب اينترنت است هنوز بحث و دعوايي بين المللي است) خارج شده است. از نظر من کانون وبلاگنويسان ايران پديده مهمي در اينترنت است –محدود کردن آن به مرزهاي جغرافيايي ايران امکان بهره گيري از نظرات مردم ساير کشورهاي دنيا ميکاهد وهمراهي آنان را با راهي که ما ميپيماييم بشدت کاهش ميدهد.اين کانون ميتواند و بايد گستره اي جهاني بيابد. بدين منظور ضروري است که در تآسيس آن مفاهيمي جهانشمول مراعات شود . اينکه وبلاگ وطن دارد يعني اينکه تو کره اي-تو عرب- تو فرانسوي و تو ... برو کانون خودت حرفت را بزن اينجا ملک ماست – اينجا فقط نژاد پاک آريايي( اگر اينقدر پاک بود چرا بزرگترين جنايات تاريخ را در آلمان انجام داد؟) حق صحبت کردن دارد . بعدش هم حکومت که فشاري آورد مجبوريد دست بدامان همان انسان ساده کره اي و فرانسوي شويد – او هم ميگويد برويد توي زمين خودتان بازي کنيد!!!! نکته اي را در آخر ذکر ميکنم – اگر قرار بود وبلاگ وطن داشته باشد ضروري بود که دوستان در هنگام ثبت نام کپي پاسپورت هايشان را هم ضميمه ميکردند – تا مشخص شود که چه کسي ايراني است و چه کسي نيست!!!!! بهر حال طبق قوانين بين المللي ايراني بودن يک تعريف دارد – ندارد؟ اين آخري شوخي بود جدي نگيريد.
نثر عزيز! 1- اين که بقيه وبلاگها چقدر راديکال هستند يا نيستند مسئلهی من نيست من حرف خودم را میزنم و ياد گرفتهام هميشه حرف خودم را بزنم اين حرف ممکن است زمانی به مذاق اکثريت خوش نيايد اما دليل نميشود که من خود را به شکل اکثريت درآورم. به هر حال فضای اينجا فضای دموکراتيکی است. اگر اکثريت با اين اصل مشکل داشته باشند به آن رای نميدهند . ما نبايد پيشآپيش نظر اکثريت را حدس بزنيم بعد خود را به شکل نظر اکثريت درآوريم. 2- نام کانون با وطن نداشتن وبلاگها در تضاد نيست و اينقدر در اين باره نوشته شده است که نياز به تکرار آن نمیبينم. نام کانون "کانون وبلاگهای ايرانی" نيست! کانون وبلاگنويسان ايرانی هم نيست. "کانون وبلاگنويسان ايران" است. يعنی اين کانون توسط وبلاگنويسانی تشکيل شده است که کشوری به نام ايارن در مرکز توجهشان قرار دارد. 3- قوانين عام و جهانشمول يعنی قوانينی که انسان متمدن عصر حاضر در فضایی دموکراتيک آن را پذيرفته است و عامتر از آن است که بومی تلقی شود. در متن ديگری بعد از تشکيل کانون میتوانيم کميتهیی برای تدوين اين قوانين جهانشمول تشکيل بدهيم. 4- در مورد اصل پيشنهادی شما بايد بگويم بسيار محافظهکارانه و نا مطمئن است. انگار از چيزی مترسيد و میخواهيد برای ديگران توضيح دهيد. در صورتی که اصول منشور بايد قاطع و روشن باشد.
علی عزيز! منظور قوانين جهانشمول قوانينی نيست که ما يا کس ديگری بگويد جهانشمول است.منظور قوانيی است که علياصول انسان متمدن امروزی آن را پذيرفته است مانند نفی پرنوگرافی کودکان... البته مسلما بايد بعد از تاسيس کانون. کميتهیی برای تدوين قوانين جهانشمول تشکيل شود و بعدا جزو اسناد کانون منتشر شود و به منشور اضافه شود. همهي کارها را يک شبه نميشود انجام داد. مهم اين است که نياز به اين اصل محدود کننده داريم تا موقعيت خود را عملی و واقعی کنيم. در اين مورد در وب لاگام مفصل توضيح دادهام.
**وبلاگها مستقل از هر گونه مرز و محدوده جغرافيايي مي باشند و نويسندگان آنها در محدوده وبلاگها ملزم به رعايت قوانین عام و جهان شمول مي باشند.** راستش من اينطوري بيشتر مي تونم با اين اصل ارتباط برقرار کنم و با حرف ارنستوي عزيز کاملا موافقم که ميگويد در ارتباط با قوانين عام و جهان شمول مي توان به قوانين یونسکو و سازمان ملل و يا مراجعي مثل آن مراجعه کرد.
سلام ممنون از ابراز نظراتتون. مینشینیم تا روز رای گیری. تسلیم نظر اکثریت. آقا شبح راستش من از شبحی در هراسم! اگه خندیدی که هیچ وگرنه ما مخلصیم. فکر کنم کفایت مذاکرات را اعلام کنیم بهتر باشد.
نثر مای عزيز! من مخلص شما هستم و مي دانم همه داريم صادقانه تلاش ميکنيم تا بهترين را پيدا کنيم. تمام دوستانی که در نظرخواهی مطلب مينويسند دارند کمک ميکنند به ساختن اين بنا و دستمريزاد.
نثر مای عزيز! جز لبخند و احترام و تشکر برای شما دوستان عزيز که داريد سعی میکنيد فکر کنيد و بنويسد تا اين منشور به بهترين شکل ارائه شود چه دارم بگوييم. همهی ما بايد تلاش کنيم که آزادانه حرفمان را بزنيم و فکر کنيم و با هزار آزمون و خطا به نتيجهی مطلوب برسيم.
های من درباره این اصل در بلاگم صحبت کرده ام. چون موضوع را عمومی تر فرض کردم. راستی چرا این همه ایمیل میزنید؟ من روزی 12-13 ساعت باید بدوم دنبال یه لقمه نون، واقعاً وقت ندارم حتا ایمیل هامو بخونم چه که بخوام کنترل چی هم باشم. تازه سواد کامپیوتر من کمه و تو این کارها خیلی مشکل دارم. قربون همتون بشم http://khakeiran.blogspot.com سیامک بای
در مورد این اصل منشور بحث زیادی در مورد واژه وطن شد. ولی دو تا پیشنهاد خوب هم داشتیم که هم منظور این اصل را می رساند. هم حساسیت ها را کم می کند و هم اینکه قضیه را شفافتر می کند. این دو تا پیشنهاداینها هستند: 1.اينترنت فضايی جهانیست واز لحاظ قوانين تابع قانون قضائی کشور خاصی نيست بنابراين نويسنده يا نويسندهگان وبلاگها، در محدودهی اين فضای مجازي، ملزم به رعايت قوانين محل زندهگی خود نيستند. تنها ملزم به رعايت قوانين عام و جهانشمول هستند......
وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان 2.آن .فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند. که الته به نظر من اولی بهتره. می تونیم راجع به اینها هم صحبت کنیم
سلام ... زمستان جان هنوز معلوم نیست عضویت در کانون چه معنی خواهد داشت اما مطمئن باش من با اون بند شش مخالفت خواهم کرد چونکه بنظر من کانون اگر اینچنین موادی در منشور و اساسنامه اش بردارد تبدیل به یک دستگاه رهبری و هدایت کننده خواهد شد و از همان اول من مخالفتم را با چنین کانونی اعلام کردم. امیدوارم که کانون اتحادیه برای حمایت از وبلاگنویسی شود ونه یک ارگان امر به معروف و نهی از منکر... در مورد این بند (پیام اول برای یک بند دیگر بود که اشتباهی بجای بند سوم اینجا نوشته شد و موافقتم با اون بند بود) بایستی بگم ... یا بهتر یک پیشنهاد میدم: که حذف شود. چونکه در فضای اینتر نت به هیچکس نمیشود گفت که از کدام قوانین پیروی کنند .... یا اگر نمیخواهیم حذف کنیم بهتر هست بگوییم: که پیروی از قوانین کشورهای مختلف بعده خود اعضا گذاشته میشود
اما ببخشید ها پلیس و ارتش و دولتی نمیتواند منو مجبور به پیروی از قانونی که مخالفش هستم کند چه برسد به یک کانون..ببخشید منظور بدی ندارم اما این بند بیخود هست
سلام ... دیروز با عجله نوشتم (چونکه میخواستم برم چند قانون زیر پا بگذارم :-) امروز خلاضه میکنم: رعایت و یا رعایت نکردن قوانین کشورها و دولتها رو بعهده اشخاص بگذاریم. بنظر من این بند حذف شود.
گيله مرد عزيز ! سلام .ممنون از پاسخي كه داديد.با وجود اينكه عجله داشتيد روشن و كامل نظرتون رو نوشتيد.خيلي عجيبه كه بيش از خود كلمات و معني جمله در بند3 - همه به احساسي كه از جمله ايجاد مي شه فكرمي كنند.در واقع ((الزامي نيست ))يعني به عهده ي خودشان است و ضرورت وجودش به خاطر ياد اوري خاصيت جهاني بودن وبلاگ هاست .اگر قرار باشه تبديل به جمله اي محصور كننده بشه و اصلاَ مفهومش دگرگون بشه من هم ترجيح مي دم حذف بشه .حرف تازه اي ندارم .شاد باشيد.سرها در گريبان است.
گيله مرد عزيز ! سلام .ممنون از پاسخي كه داديد.با وجود اينكه عجله داشتيد روشن و كامل نظرتون رو نوشتيد.خيلي عجيبه كه بيش از خود كلمات و معني جمله در بند3 - همه به احساسي كه از جمله ايجاد مي شه فكرمي كنند.در واقع الزامي نيست يعني به عهده ي خودشان است و ضرورت وجودش به خاطر ياد اوري خاصيت جهاني بودن وبلاگ هاست .اگر قرار باشه تبديل به جمله اي محصور كننده بشه و اصلاَ مفهومش دگرگون بشه من هم ترجيح مي دم حذف بشه .حرف تازه اي ندارم .شاد باشيد.سرها در گريبان است.
من با این اصل کاملا موافقم و هیچ نقطه ابهامی برای من نداره همینطور میشه گفت مثل رعایت حقوق بشره که در چارچوب وطن و ملیت تغییر نمیکنه پس قانونی که شاملتره باید رعایت بشه پل
من تازه از راه آمده ام و چون با اصل یکم و دوم موافق بودم رای خود را در یاهو به صندوق آنها ریختم. این اصل سوم ابهامهایی دارد که باید بیشتر روی آن بحث کنیم . از دوستان خواهشمندم که این را کمی دست نگه دارند تا روی آن بیشتر بحث کنیم
یکی دو روزیست که از سفر برگشته ام. نخستین کارم این بود که یک راست بروم وبه اصل یک و دو منشور رای بدهم چون بسیار خوب و درست تدوین شده بودند. بچه های کانون وبلاگ نویسان بحث های خوبی را به پیش برده اند. کمی با بند سوم مسئله داشتم که درباره اش خواهم گفت این که «وبلاگ ها وطن ندارند » یک مفهوم انتزاعی و مبهم است که وبلاگ نویسان را از همین گام نخست دچار چند دسته گی خواهد کرد. بی شک مفهوم « وطن » برای من و شبح یک چیز است و برای حسین درخشان چیز دیگری. اگر می خواهیم کانون در برگیرنده ی گرایش های گوناگون فکری و اندیشه گی باشد باید در این گونه مفاهیم دو پهلو و حساس وارد نشویم. خب این که مثلا « کارگران وطن ندارند» بحث روشن و تدوین شده ای است که در کارکرد روزانه زندگی کارگران جهان آن را می بینیم ( هر چند آن اینترناسیونالیسم پرولتری استالین و شرکا چنان گندی به این مفهوم زد که تا سالهای سال بوی گندش مشام کارگران و آزادیخواهان را آزار می دهد) اما در این دنیای مجازی سخن گفتن از داشتن و یا نداشتن وطن پاسخگویی چیزی نیست. به هر حال همه می دانیم که اینترنت یک پدیده فراوطنی و جهانیست و به واسطه دمکراسی نسبی که بر آن حاکم است هر کسی می تواند تا حدی اندیشه های خودش را در آنجا منتشر کند( البته نباید فراموش کرد که دیکتاتوری جهان وطن سرمایه توسط بیلی گیتس و گوگل و امثالهم بر اینترنت اعمال می شود و در نتیجه این دیکتاتوری نامحسوس به شکل ابرقدرت جهانگیر خودش را تحمیل می کند، چنانکه نیروی واقعی همین دیکتاتوری در حال شکل دادن به یک سلطه تک قدرتی در سطح جهان است ) صد البته هر انسانی که مردم خودش را دوست نداشته باشد نمی تواند مردم دیگری را دوست داشته باشد. اگر من به همسر و کودک خودم احترام نگذارم ، دادن شعار برای آزادی زنان و کودکان از دهان من حرف مفتی بیش نخواهد بود. انسان را کردارهایش نشان می دهد نه شعار و حرف کانون باید اساس کارش را نه بر آرمان ها و ایده های بسیار زیبا که امروز با این وضعیتی که در جهان و کشور ما وجود دارد ، آنها را بسیار دست نایافتنی به نظر می رساند ، بگذارد. شالوده ی منشور ما باید بر ایده هایی استوار باشد که کانون در همین شرایط لعنتی و درب و داغانی که دچارش شده ایم ، قادر به پیشبردشان باشد. اگر چه این منشور برای دنیای مجازی نوشته می شود اما بند بند آن باید پاسخگوی مبارزه برای اندیشه و بیان فعالیت آزادانه در محیطی دمکراتیک و انسانی باشد. ما در برابر وحشی ترین استبداد قرن داریم می نویسیم و مبارزه می کنیم . به همین جهت تا می توانیم باید نیروی بیشتری را حول خواسته هایی شدنی و واقعی گردآوریم. بنابراین من این بند سه را به این شکل پیشنهاد می دهم « وبلاگ ها بی مرز و مرکزند. نویسنده ی وبلاگ تنها به قوانیی که در جهت آزادی بیان و اندیشه و فعالیت دمکراتیک انسان و حق زیست او به عنوان شهروند جهان تدوین شده و می شوند ، احترام می گذارد» .این هم از این
پولاد عزیز! حرفهای درست و خوبی زدی. البته من ترجیح اولام هنوز همان وبلاگها وطن ندارد است مفصل هم در وبلاگام نوشتم نمیدانم خواندی یا نه. اما اگر این جملهي اول را برداریم و به جای آن جملهي اول تو را بذاریم بازهم با آن مشکلی ندارم. اما در مورد تغییر کلیاش به شکلی که تو گفتی چونچرای زیادی دارم. پس فعلا میتوانم بگم به این شکلاش موافق هستم. وبلاگ ها بی مرز و مرکزند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
فرض کنيد اتفاقي بيافتد و ناگهان جنگي سر بگيرد، آنگاه به نظر شما رسالت وبلاگ کمي تغيير نخواهد کرد و آن زمان هم تنها موضع صلح خواهد بود يا وطن هم معنا پيدا خواهد کرد
نسرين جان! جنگ يا صلح فرقي نميکنه. حقيقت بايد بالاتر از وطن باشه. هرچند اين بحثها کاربرد نداره. منظور ما از وبلاگها وطن ندارند. وبلاگهاست نه وبلاگنويسها.
عدم تابعيت از قوانيني كه البته آزادي فكر و بيان را محدود ميكنند از نظر من يك حق بوده و كاملا با آن موافقم. اما در مورد وطن نداشتن، فكر ميكنم بايد تعريف درستي از وطن ارائه شود تا منظور تأمين شود. مگر نه اينكه اين كانوني است براي وبلاگ نويسان ايراني? پس فكر ميكنم بايد همه ما ايراني باشيم. شايد اين وطن مجازي كانوني باشد براي ساختن تصويري روشن براي آينده وطن حقيقي ما.ما در دنياي مجازي هم ايراني هستيم.
66بیان و اندیشه:
سلام ...عمل بسیار شایسته ای و امیدوارم که درین تلاش موفق باشیم.
و قبل ازینه بحث شود من از همینجا اعلام میکنم که مخالفم با زبانهای متنوع کودکان اذیت و آزار شوند (ببخشید از طعنه آمیز بودن این جمله اما خب بحث قبلی رو تازه امروز خوندم)
میبخشید ولی طبق پیشنویس که در سمت راست قرار داده شده این اصل سوم نیست.
اصل سوم:
وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
دوستان عزیزهییت همآهنگ کننده !اشکالی پیش آمده منشور بایگانی در فایل یاهو گروپ و همچنین اساسنامه آن مربوط به طرح پیشنهادی اول است که مدتها مورد تبادل نظر قرار گرفت و یکسری تغییرات در آن بوجود آمد منشورارایه شده حاصل از بحث ها در پن لوگ قرار داده شده است که اگر بازش کنید می بینید مطابق این منشور اصل 3 به این شکل است: 3- وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
دوستان لطفن این موضوع را کنترل و تصحیح کنید. ترانه
حق با دوستان است اين اصل چهارم است اصل سوم به اين شرح است:
وبلاگها وطن ندارند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
با عرض پوزش من به اشتباه اصل سوم را از فایلی که در بایگانی گروه یاهو بود بگمان اینکه این جدید ترین نسخه است منتشر کردم.
از دوستانی که این فایل را به اشتباه در گروه یاهو قرار داده اند خواهش میکنم آنرا با نسخه اصلی عوض کنند.
خسنآقای عزيز!
متشکرم.
دوستان این اصل بطور کلی یک توهین است به وبلاگ نویسها. تمام وبلاگ نویسهایی که من میشناسم همگی هم وطن دارند و هم خیلی وطن پرست هستند.
من به شخصه حاضر نیستم در کانونی که چنین اصلی در منشورش دارد عضو شوم.
سپاسگذار میشوم اگر دوستانی که توانایی تصحیح این اصل را دارند آن را اصلاح کنند تا به گونهای باشد که واقعآ آن چیزی را که هدف دوستان بوده و آن بگمان من این موضع بوده که وبلاگ یک پدیده جهانی است و باید پایبند قوانین بینالمللی و جهان شمول باشد. وقتی واقعیت چنین است که نویسندگان وبلاگها میتوانند حتی دریک وبلاگ از نقاط مختلف دنیا مطلب بنویسند(همین وبلاگی که میخوانید یک نمونه آن است) پس در نتیجه نمیتوان قوانین یک کشور بخصوص را در این زمینه اجرا کرد و مخصوصآ قوانین آزادی ستیز حکومت اسلامی.
يکُم که گفته شده وبلاگها و نه وبلاگنويسها. با اين که ممکن است کمی سفسطهآميز باشد، ولی شايد توجه به اين نکته، ايراد حسن آقا را برطرف کند، هر چند به نظرم بهتر است اصلاحيهی فضولک را انجام داد (يا بلکه بيشتر!):
اينترنت فضايی جهانیست واز لحاظ قوانين تابع قانون قضائی کشور خاصی نيست بنابراين نويسنده يا نويسندهگان وبلاگها، در محدودهی اين فضای مجازي، ملزم به رعايت قوانين محل زندهگی خود نيستند. تنها ملزم به رعايت قوانين عام و جهانشمول هستند......ولی با چشمپوشی از برداشتِ خاصی هم که از اين اصل میتوان داشت، يک نکته باقی میماند و آن اينکه "قوانين عام و جهانشمول" کدامها هستند که ما ملزم به رعايتشان میشويم؟ آيا اين يک کم مشکل ندارد؟ مثلاً با اصلِ اول (آزادی انديشه و بيان و نشر در همهی عرصههای حياتِ فردی و اجتماعی بی هيچ حصر و استثنا حقِ همگان است.,) در تناقض نيست؟ شايد دوباره جا برای بحثِ پرنوگرافی کودکان باز شود. هاها!
********
و بعد يک بحثِ ديگر پيش میآيد که البته میدانم تا حدودی جایش اينجا نيست، ولی چون نمیدانم که حق نوشتن در پنلاگِ دو را دارم يا نه، مختصر مطرح میکنم: من هنوز دقيقاً نمیدانم هدف اين کانون چيست. (با سولوی عزيزم هم در موردِ بحثش سر کانون ناميده شدنِ ماجرا موافقام.) اگر هدف دقيقاً مشخص شود، آن وقت شايد بتوان اصول را با ديدِ ديگری خواند. هر چند لزوماً اين خيلی هم خوب نيست. مخصوصاً که نامِ ماجرا، فعلاً کانون وبلاگنويسانِ ايران است. (احتمالاً اين قسمتِ آخر کمی گنگ شد، ولی بحثِ بيشتر را به جای مناسبَش موکول میکنم. فقط يک سوال: چه کسانی میتوانند در پنلاگ 2 بنويسند؟)
و تکرار يک پيشنهاد: به هر اصل ِ جديد که میرسيم، اصول قبلی را هم بگذاريم در معرض نظرسنجی باقی بمانند که با وجود تأکيد بر اصل جديد، کليت منشور هم موردِ توجه باشد و تناقضاتِ احتمالی، برطرف شوند.
لرد عزیز حق با شماست که اینجا منظور وبلاگ است نه وبلاگ نویس ولی باور کن که تعدادی از وبلاگها چنان با وجود وبلاگ نویسها عجین شده که وقتی می گویی وبلاگ وبلاگ نویس در نظرها می آید و همین مساله باعث خواهد شد که رژیم ایران بتواند بر روی همین گونه مسائل سرمایه گذاری کند و بعد بوسیله آن وبلاگها را زیر سوال ببرد.
درعوض من هم با تو هم عقیده ام متن فضولک بیشتر دل چسب و مورد قبول است.
درمورد قوانین جهان شمول برعکس شما من موافق این قسمت هستم.
قوانین جهان شمول را همه می شناسند و آن چیزی نیست بجز قوانین حقوق بشر.
و هیچ تفسیری بر آن میسر نیست.
حداقل می توان قوانین حقوق بشر را بعنوان حداقل پذیرفت.
درمود نوشتن در پن لاگ 2 همه کسانی که عضو شده اند دعوتنامه عضویت در وبلاگ را هم دریافت کرده اند و اگر شما به دعوتنامه پاسخ مثبت داده باشید حتمآ می توانید در آنجا مطلب پست کنید.
اگر مشکلی داشتید خبر بدهید تا پیگیری کنم.
This post has been removed by a blog administrator.
به نظرم بايد منظور از قوانين جهانشمول دقیقتر مشخص شود. يا اگر حداقلی (مثلاً حقوق بشر) موردِ نظر است، ذکر شود. به نظرم آن چه آمده، کمی کلی است.
گيله مرد گرامي !
بعد از ترافيك سنگيني كه در قسمت نظرخواهي براي بند 1 و 2منشور بود !!!و نظرهاي متنوع و متعددارائه شده- نياز به يك طنز و زنگ تفريح احساس مي شد...ببخشيد مثل خودتون جواب دادم.
درباره ي الزام به رعايت قانون ...قوانين جهان شمول به طور كلي و يا قوانين خاص و محدودكه ممكنه پيشنهاد بشه موضوع اصلي اينه كه عضو كانون وبلاگ نويسان ايران بودن يعني چه؟
يعني فقط آزادي خواه بودن ؟؟؟بد و خوب را كاري ندارم فقط سوال مي كنم.اگر بله و اين تنها نقطه ي مشترك خواهد بود پس نيازي به الزام به رعايت قوانين عام و جهان شمول نيست چون به قول ناناي عزيز كسان ديگري در حد جهاني به جامعه اينترنتي نظارت مي كنند/
اما اگر اعضاي كانون وبلاگ نويسان قرار است نقاط مشترك ديگري داشته باشندو اصولي را رعايت كنند پس يك سري الزام ها هم خواهد بود .
.كه روشن بودن انها براي همه ضرورت دارد
ياد اوري مي كنم در بند 6 منشور امده است : هويت مجازي نويسنده ي وبلاگ ها محترم است و افشاي آن تحت هيچ شرايطي مجاز نيست ...خوب...!!آيا اصل آزادي بي حصر و استثنا(بند اول منشور) نقض نشد؟
موفق و شاد باشيد.
اول) در مورد جهانشمول بودن شديدا موافقم. فقط هم بحث ايران نيست. اگر هر کشوری در دنيا قوانين محدود کننده ای گذاشت نبايد به آن سرنهاد.
دوم) بهتره که "قوانين جهانشمول" را پيدا کنيم و بطور خاص ازش نام ببريم يا اينکه قوانين خودمون را تاسيس کنيم.
-----------------------
اينم باز از غرغرهای هميشگی من ;)
من هنوز نمی تونم حين خوندن کامنت ها تشخيص بدم که نويسندش کی هست. بهتره که دوستای عزيز پروفيلشون را بطور خلاصه درست کنند که به وبلاگشون لينک بده.
موجب امتنان خواهد بود :)
خدمت سروران عزيز عرض کنم که اينکه وبلاگ وطن ندارد واقعيتي غير قابل انکار است و اينکه اين موضوع به تريج قباي ناسيوناليستي که حسن آقا براي خود دوخته بر ميخورد ارتباطي به واقعيت هاي دنياي مجازي ندارد.
نوشتن بطور کلي و وبلاگ بطور کاملآ خاص هيچ ارتباطي با مليت ندارد و يکي از مواردي که وبلاگ را از حيطه ملي بودن خارج ميکند امکان نوشتن با زبانهاي متنوع است مگر بازيهاي المپيک است که هرنويسنده اي پرچم کشورش را بچسباند بالاي وبلاگش بعدش هم برود آنسر دنيا نوستالژي اش عود کند.
نکته بعدي اينکه يک وبلاگنويس ميتواند در وطنش خيلي بيشتر از وبلاگ نويس غير بومي غريب باشد – همينجا لازم است يادي از نويسنده بزرگوار صادق هدايت داشته باشم و همينطور ارنست همينگوي – چرا راه دور بروم از جمالزاده ميگويم که با معيار هاي بومي مي نوشت ولي در وطنش احساس غربت ميکرد و يا از سلمان رشدي نام ميبرم اين نويسنده هندي تبار که کالبد شکافي اش از کشور هند و همچنين پاکستان بي نظير بود و جاودانه و بياد ماندني( بچه هاي نيمه شب و شرم) –هرچند شخصآ معتقدم آيات شيطاني را به سفارش نوشت و ميخواست دل يهوديت روشنفکري را که يکي از پايه ها و لابي هاي قدرتمند کنترل روشنفکري در جهان است را بدست آورد (هرچند آنهم از خلاقيت يک اثر هنري بدور نيست).
وبلاگ پديده اي جهاني است و هويت ملي تراشيدن براي آن امري صرفآ سياسي و غير منتطقي است.
امآ ميروم سراغ قوانين عام و جهان شمول – همانطور که دوستان گفته اند- يا ميبايست اين قوانين عام و جهانشمول را تعريف کرد و يا قرار دادنش به اين صورت کلي امکان هرگونه تعبير سياسي را در پي دارد.
فرض کنيم حمله ايالات متحده به عراق( و نهايتآ هر کشور ديگري) طبق قوانين عام و جهانشمولي که دوستان مد نظر دارند انجام شده باشد – در نتيجه آقاي ايکس که نسبت به اين حمله بصورت خيلي راديکالي معترض است طبق قوانين عام و جهانشمول که مفهومي بسيار کلي است تروريست ناميده شود.بهر صورت اين واقعيتي کاملآ واضح و مبرهن است که قدرتمندان جهان نسبت به تدوين قوانين عام و جهانشمول ذي نفع هستند و ضرورتآ از ديد شخصي من کانون وبلاگنويسان مسئوليتي در قبال تثبيت اين قوانين عام و جهانشمول بصورت يک مسئله بي در .و پيکر و با امکان هرگونه تعبير را ندارد.
خدمت سروران عزيز عرض کنم که اينکه وبلاگ وطن ندارد واقعيتي غير قابل انکار است و اينکه اين موضوع به تريج قباي ناسيوناليستي که حسن آقا براي خود دوخته بر ميخورد ارتباطي به واقعيت هاي دنياي مجازي ندارد.
نوشتن بطور کلي و وبلاگ بطور کاملآ خاص هيچ ارتباطي با مليت ندارد و يکي از مواردي که وبلاگ را از حيطه ملي بودن خارج ميکند امکان نوشتن با زبانهاي متنوع است مگر بازيهاي المپيک است که هرنويسنده اي پرچم کشورش را بچسباند بالاي وبلاگش بعدش هم برود آنسر دنيا نوستالژي اش عود کند.
نکته بعدي اينکه يک وبلاگنويس ميتواند در وطنش خيلي بيشتر از وبلاگ نويس غير بومي غريب باشد – همينجا لازم است يادي از نويسنده بزرگوار صادق هدايت داشته باشم و همينطور ارنست همينگوي – چرا راه دور بروم از جمالزاده ميگويم که با معيار هاي بومي مي نوشت ولي در وطنش احساس غربت ميکرد و يا از سلمان رشدي نام ميبرم اين نويسنده هندي تبار که کالبد شکافي اش از کشور هند و همچنين پاکستان بي نظير بود و جاودانه و بياد ماندني( بچه هاي نيمه شب و شرم) –هرچند شخصآ معتقدم آيات شيطاني را به سفارش نوشت و ميخواست دل يهوديت روشنفکري را که يکي از پايه ها و لابي هاي قدرتمند کنترل روشنفکري در جهان است را بدست آورد (هرچند آنهم از خلاقيت يک اثر هنري بدور نيست).
وبلاگ پديده اي جهاني است و هويت ملي تراشيدن براي آن امري صرفآ سياسي و غير منتطقي است.
امآ ميروم سراغ قوانين عام و جهان شمول – همانطور که دوستان گفته اند- يا ميبايست اين قوانين عام و جهانشمول را تعريف کرد و يا قرار دادنش به اين صورت کلي امکان هرگونه تعبير سياسي را در پي دارد.
فرض کنيم حمله ايالات متحده به عراق( و نهايتآ هر کشور ديگري) طبق قوانين عام و جهانشمولي که دوستان مد نظر دارند انجام شده باشد – در نتيجه آقاي ايکس که نسبت به اين حمله بصورت خيلي راديکالي معترض است طبق قوانين عام و جهانشمول که مفهومي بسيار کلي است تروريست ناميده شود.بهر صورت اين واقعيتي کاملآ واضح و مبرهن است که قدرتمندان جهان نسبت به تدوين قوانين عام و جهانشمول ذي نفع هستند و ضرورتآ از ديد شخصي من کانون وبلاگنويسان مسئوليتي در قبال تثبيت اين قوانين عام و جهانشمول بصورت يک مسئله بي در .و پيکر و با امکان هرگونه تعبير را ندارد.
دوستان عزيز!
همانطور که لرد عزيز توجه داده است. جمله را دقيق بخوانيد وبلاگها وطن ندارند. که اين کاملا با وبلاگنويسها وطن ندارند فرق دارد.
در مورد اين اصل مفصل در وبلاگام خواهم نوشت.
با درود/
وطن را گویند از طویله گرفته شده است.
آیا بهتر نیست بجای آن از کلمه ی میهن استفاده کرد.ویا این جمله اول را حذف کرد.
وبلاگ نویسان ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول در نویسندگی می باشند
جاری باشید
اگر قرار است چیزی از چیزی ریشه گرفته باشد مسلمآ این طویله است که از وطن ریشه گرفته !!!
من نمیخواهم وارد بحث جادوی کلمات شوم ولی مختصر توضیح میدهم که کلمات بار معنایی خود را دارند تعویض کلمه وطن که از نظر من هم از نظر آوایی و هم از نظر بار معنایی بسیار زیبا است با کلمه شووینیستی میهن چندان دلپذیر نیست
I do agree but what is the specific definition for the global regulations? is it a measurable factor? You may find my comment within the global rules and regulation and another sensitive person may find it against the global rules... don't we need to have the same opinion about the world's global rules?
Cheers,
--Sooski
حذف جملهی اول تغييری در ماهيت اصل نمیدهد و من با آن مخالفتی ندارم اما برندهگی آن را کاهش میدهد.
سلام
از آنجا که کانون با دید کاملا مثبت بنا شده پیشنهاد می کنیم اصل 3 اینگونه تصحیح شود:
وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان آن فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند.
سلام
از آنجا که کانون با دید کاملا مثبت بنا شده پیشنهاد می کنیم اصل 3 اینگونه تصحیح شود:
وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان آن فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند.
من برای وطنم وبلاگ می نویسم.وبلاگ من فکر منه.من هم متعلق به همین وطنم.وبلاگ من هم یک وبلاگ ایرانی و فارسی زبانه.اسم این تشکل کانون وبلاگ نویسان "ایرانه".اونوقت چطور وبلاگ این نویسندگان ایرانی بی وطنه؟چطور جایی که منعکس کننده فکر و احساسات شماست رو بی وطن می نامید؟
بهتره گفته بشه وبلاگ ها متعلق به وطن نویسندگانشان هستند.
اما نویسندگانشان ملزم به رعایت قوانین قضایی وطنشان نیستند و تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند...........مهران.
من با اين عبارت "قانون عام و جهانشمول " مشکل دارم. قاعدتا بنيادگراها هم فکر می کنند که قوانين دينيشون عام و جهانشمول هست. ما بايد بطور خاص مشخص کنيم چه قانون يا مجموعه قوانينی را مد نظر داريم
با احترام
حذف جمله اول(وبلاگ وطن ندارد)از نظر من حذف رادیکال ترین بخش منشوراست و درونمایه اصلی این کانون را از محتوا خالی میکند-چون شما نمی توانیداز طرفی قوانین بومی را قبول نداشته باشید و از طرفی برای وبلاگها موطنی در نظر بگیرید.
در نهایت چند پیشنهاد دارم:
1از جمله پیشنهاد دوست گرامی نثرما که پیشنهاد وطن وبلاگها- جهان است را دادند-به نظر من این پیشنهاد احساسات
ناسیونالیستی بعضی از دوستان را جریحه دار نمیکند
2-قوانین عام و جهان شمول کاملآ تعریف شودکه به این منظور میتوان از منشور سازمان ملل و همچنین یونسکو استفاده نمود
- بازهم تآکید میکنم موضع گیری کانون در مورد پورنو گرافی کودکان میبایست در این قوانین عام و جهانشمول ذکر شود
پيام قبلي من نصفه نيمه ارسال شد:
حذف جمله اول(وبلاگ وطن ندارد)از نظر من حذف راديکال ترين بخش منشوراست و درونمايه اصلي اين کانون را از محتوا خالي ميکند-چون شما نمي توانيداز طرفي قوانين بومي را قبول نداشته باشيد و از طرفي براي وبلاگها موطني در نظر بگيريد.
در نهايت چند پيشنهاد دارم:
1- پيشنهاد ميکنم براي تمام حالات براي اصل سوم رآي گيري شود-
از جمله پيشنهاد دوست گرامي نثرما که پيشنهاد" وطن وبلاگها جهان است" را دادند-به نظر من اين پيشنهاد احساسات ناسيوناليستي بعضي از دوستان را جريحه دار نميکند
2-قوانين عام و جهان شمول کاملآ تعريف شودکه به اين منظور ميتوان از منشور سازمان ملل و همچنين يونسکو استفاده نمود- بازهم تآکيد ميکنم موضع گيري کانون در مورد پورنو گرافي کودکان ميبايست در اين قوانين عام و جهانشمول ذکر شود و مواردي که در دستور کار کانون نيست از اين قوانين عام و جهانشمول حذف گردد.
وطن در لغت نامه يعني : ((محل اقامت شخص و جائي كه در آن متولد شده و پرورش يافته است.)) وبلاگ ها از نظر من اگر هم برايشان دنبال وطن بگرديم به ايران ختم نمي شود. بلكه وطن وبلاگ ها اينترنت است .اگر كسي قرار است به اين جمله ((وبلاگ وطن ندارد)) اعتراض كند صاحبان و مالكان اينترنت هستند نه ما كاربران در هر كجاي دنيا و از هر كشوري. به هرحال فكر مي كنم جمله ي جسورانه ايست و حيف است حذف شود.اما مي توان نوشت:
وبلاگ ها در تملك كشور ها نيستند . بنابراين نويسنده يا نويسند گان وبلاگ ها ملزم به رعايت قوانين كشور مقيم خود در محدوده ي وبلاگ نمي باشند.
.شاد باشيد .سرها در گريبان است.
سلام
من با اطن مطلب موافقم که نويسندگان وبلاگ ملزم به رعايت قوانين کشورشان نيستند. اما با اين حرف کلی که گفته شود ملزم به رعايت قوانين جهان شمول هستند موفق نيستم. به نظرم آزادی کاملي باید در اين خصوص به آنها داده شود. بدون حتی یک محدوديت. ما وبلاگ نويسیم نه شهروند جامعه لیبرال.
من هم با بی طنی و هم قوانين جهان شمول مشکل دارم
نظرم رو هم چون طولانی بود در وبلاگ اعضاو وبلاگ خودم نوشته ام
(penlog2)
(ramras.ws/rblog)
باز هم سلام
با یک نگاه اجمالی در نظرات دوستان عزیز: شبح، مهران ، علی ، ارنستوچگوارا، پویا و زمستان است ، چند نکته کوتاه به نظرم رسید که مینویسم:
1- شبح عزیز من و شما شاید رادیکالیزم را بپذیریم اما از آنجا که این کانون را برای کلیه وبلاگنویسان ایرانی به ثبت میرسانید باید کمی هم از خواسته هایمان کوتاه بیاییم اینطوری به آن آفتی که همه از آن میترسیم کمتر گرفتار می آییم.(ما ایرانی ها نمیتونیم کار جمعی بکنیم آفت بدی است نه؟)
2- ما هم موافق نام کانون وبلاگنویسان ایران هستیم پس منشور کانون نباید ناقض عنوان خود باشد بنابرین به نظر میرسد دیدگاه مهران عزیز قابل تامل همگان است.
3-آنچه علی عزیز هم گفته باید پاسخ داد که منظورمان از جهانشمول و عام چیست؟ فردا ممکنه با همین عبارت محدودیت لا یعقلی را مجبور به پذیرش شویم!
4-و اما بعضی نظرات جگوارای عزیز هم در بالا نقد شد خصوصا بخش رادیکالیسم آن. با بازگشت به متون اولیه ای که دوستان اندر وجوب تاسیس چنین کانونی آوردند بیشتر به اهمیت این موضوع پی می بریم که برای نا امید کردن بعضی ها هم که شده باید میدان را واید تر کنیم .
5- در نهایت پیشنهاد تکمیلی نثر ما برای اصل 3 :
وطن اصلی کانون ایران است لیکن از آنجا که گستره حضور نویسندگان این کانون به پهنای دهکده جهانی است ، نویسنده یا نویسندگان این وبلاگهاصرفا ملزم به رعایت قوانین شبکه جهانی اینترنت خواهند بود.
باز هم سلام
با یک نگاه اجمالی در نظرات دوستان عزیز: شبح، مهران ، علی ، ارنستوچگوارا، پویا و زمستان است ، چند نکته کوتاه به نظدم رسید که مینویسم:
1- شبح عزیز من و شما شاید رادیکالیزم را بپذیریم اما از آنجا که این کانون را برای کلیه وبلاگنویسان ایرانی به ثبت میرسانید باید کمی هم از خواسته هایمان کوتاه بیاییم اینطوری به آن آفتی که همه از آن میترسیم کمتر گرفتار می آییم.(ما ایرانی ها نمیتونیم کار جمعی بکنیم آفت بدی است نه؟)
2- ما هم موافق نام کانون وبلاگنویسان ایران هستیم پس منشور کانون نباید ناقض عنوان خود باشد بنابرین به نظر میرسد دیدگاه مهران عزیز قابل تامل همگان است.
3-آنچه علی عزیز هم گفته باید پاسخ داد که منظورمان از جهانشمول و عام چیست؟ فردا ممکنه با همین عبارت محدودیت لا یعقلی را مجبور به پذیرش شویم!
4-و اما بعضی نظرات جگوارای عزیز هم در بالا نقد شد خصوصا بخش رادیکالیسم آن با بازگشت به متون اولیه ای که دوستان اندر وجوب تاسیس چنین کانونی آوردند بیشتر به اهمیت این موضوع پی می بریم که برای نا امید کردن بعضی ها هم که شده باید میدان را واید تر کنیم .
5- در نهایت پیشنهاد تکمیلی نثر ما برای اصل 3 :
وطن اصلی کانون ایران است لیکن از آنجا که گستره حضور نویسندگان این کانون به پهنای دهکده جهانی است ، نویسنده یا نویسندگان این وبلاگهاصرفا ملزم به رعایت قوانین شبکه جهانی اینترنت خواهند بود.
نثر ما عزیز
همان پیشنهاد اولت بهتر بود ---وطن وبلاگها جهان است--- من پیشنهاد میکنم در رآی گیری منظور شود -همانطور که گفتم نه بدلیل اینکه آنرا جمله بهتری میدانم -بدلیل اینکه احساسات ناسیونالیستی دوستان را کمتر جریحه دار میکند.
دوست عزیز روش تو درست نبود -اینطور نمیشود که من نوعی که یک قدم عقب نشینی کنم شما سه قدم جلو بیایی
در این صورت ترجیح مدهم سقراط وار سر حرفم بیایستم.
دوست گرامي نثر ما:
شگفت زده شدم وقتي ديدم شما به طور ناگهاني جمله ي: ((وطن وبلاگ ها جهان است)) را به جمله ي غير ضروري :((وطن اصلي كانون ايران است.)) تغيير داديد!!! قرار است در منشور ايده آل كلي ومشترك اعضاء نويسنده ارائه شود .ايده آل بزرگ و مشتركي مانند آزادي براي همه.ايده آل بزرگ ديگري مانندزير پا گذاشتن زنجيرهاي تحميلي از سوي حاكمان هر كشور بر نويسندگان.
اما در پيشنهاد جديد شما :
وطن اصلي كانون ايران است ....وطن فرعي يا غير متمركز هم مگر داريم؟ اصلاَ اين جمله وجودش چه فايده اي دارد؟؟؟ و ارتباطش به بقيه ي جمله چيست ؟؟؟
فكر مي كنم زيادي به راست و چپ ميپيچيد. بنده در كامنت قبلي ام با يادآوري اينكه اگر هم وبلاگ ها وطني داشته باشند اينترنت است - فكر نمي كردم صاحبان اينترنت طرفداران پر و پا قرصي جهت حفظ منافع خود بين اعضا كانون دارند!
معتقدم بايد وابسته نبودن وبلاگ ها به كشورهاوقوانين كشورها را مشخصاَ در منشورآورد.
قدم بعدي بحث و گفتگو درباره ي محدوديت هايي است كه اعتقاد داريم بايد پايبند باشيم. اين محدوديت ها هم نمي تواند پذيرفتن محدوديت كلي و مبهمي مانند :((قوانين جهاني اينترنت)) كه- از طرف مالكان اينترنت ونه كاربران -ارائه شده است باشد. و حتي كلمه ي به كليت و مبهمي ((قوانين جهان شمول )).....
شاد باشيد .سرها در گريبان است.
وبلاگها وطن ندارند، بخش اصلی توصیفی است برای بیان آنکه در محدوده قوانین «وطنی»، یعنی همانجایی که وبلاگ ها را فیلتر می کنند، وبلاگ نویس بتواند خواست اصلی اش یعنی فضای آزاد اینترنت را بدست آورد. این جمله مترقی چندان ربطی هم به رادیکالیسم ندارد! هیچ انسان مدرنی در دنیا، فضای اینترنت را متعلق به وطن نمی بیند و در زبان محاوره ای از کلمه دنیای اینترنت استفاده می کند. چرا تعصب آنچنان چشمها را می بندد که خودمان سانسورچی خودمان می شویم؟
من با اصل3 بهمین صورت نوشته شده موافقم!
باور کنید دارند جانمان را می گیرند و ما سرگرم آه ! ترانه
من همينجا متذکر ميشوم که ايجاد فضاي امن در محيط اينترنت نيز ضرورتآ مفهومي خاص کشور ايران نيست- بسياري از وبلاگنويسان در سرتاسر دنيا –از جمله کشورهايي که ممکن است از نظر بعضي دوستان کاملآ دموکراتيک باشد – با نام مستعار و در اينترنت مينويسند و از اينترنت براي نشر افکارشان استفاده ميکنند. اين ويژگي دموکراسي مستقيمي است که اينترنت بواسطه ويژگي خاص خود در اختيار بشر قرار داده است. نگراني از نشر افکار با نام خود و استفاده از اينترنت و امکان خواندن نظر سايرين و مبادله افکار در يک محيط نسبتآ امن دستاوردي است که اينترنت در اختيار بشر قرار داده و ضرورتآ روشي ايراني براي نشر افکار نيست. در نتيجه راديکاليسم مورد نظر من ذاتي اينترنت است – فرزند ناخلف مدرنيسمي است که خود شايد نميدانست که ابعاد توسعه اينترنت به کجا خواهد کشيد- مانند شايعه اي که با تصاعد هندسي منتشر ميشود و کنترل آن از دست شايعه ساز خارج ميشود- توسعه اينترنت نيز از دست بوجود آوردنگان و صاحبان آن(البته بروي اينکه چه کسي صاحب اينترنت است هنوز بحث و دعوايي بين المللي است) خارج شده است.
از نظر من کانون وبلاگنويسان ايران پديده مهمي در اينترنت است –محدود کردن آن به مرزهاي جغرافيايي ايران امکان بهره گيري از نظرات مردم ساير کشورهاي دنيا ميکاهد وهمراهي آنان را با راهي که ما ميپيماييم بشدت کاهش ميدهد.اين کانون ميتواند و بايد گستره اي جهاني بيابد. بدين منظور ضروري است که در تآسيس آن مفاهيمي جهانشمول مراعات شود . اينکه وبلاگ وطن دارد يعني اينکه تو کره اي-تو عرب- تو فرانسوي و تو ... برو
کانون خودت حرفت را بزن اينجا ملک ماست – اينجا فقط نژاد پاک آريايي( اگر اينقدر پاک بود چرا بزرگترين جنايات تاريخ را در آلمان انجام داد؟) حق صحبت کردن دارد . بعدش هم حکومت که فشاري آورد مجبوريد دست بدامان همان انسان ساده کره اي و فرانسوي شويد – او هم ميگويد برويد توي زمين خودتان بازي کنيد!!!!
نکته اي را در آخر ذکر ميکنم – اگر قرار بود وبلاگ وطن داشته باشد ضروري بود که دوستان در هنگام ثبت نام کپي پاسپورت هايشان را هم ضميمه ميکردند – تا مشخص شود که چه کسي ايراني است و چه کسي نيست!!!!!
بهر حال طبق قوانين بين المللي ايراني بودن يک تعريف دارد – ندارد؟
اين آخري شوخي بود جدي نگيريد.
من يا اين جمله به همين صورت موافقم
نثر عزيز!
1- اين که بقيه وبلاگها چقدر راديکال هستند يا نيستند مسئلهی من نيست من حرف خودم را میزنم و ياد گرفتهام هميشه حرف خودم را بزنم اين حرف ممکن است زمانی به مذاق اکثريت خوش نيايد اما دليل نميشود که من خود را به شکل اکثريت درآورم. به هر حال فضای اينجا فضای دموکراتيکی است. اگر اکثريت با اين اصل مشکل داشته باشند به آن رای نميدهند . ما نبايد پيشآپيش نظر اکثريت را حدس بزنيم بعد خود را به شکل نظر اکثريت درآوريم.
2- نام کانون با وطن نداشتن وبلاگها در تضاد نيست و اينقدر در اين باره نوشته شده است که نياز به تکرار آن نمیبينم. نام کانون "کانون وبلاگهای ايرانی" نيست! کانون وبلاگنويسان ايرانی هم نيست. "کانون وبلاگنويسان ايران" است. يعنی اين کانون توسط وبلاگنويسانی تشکيل شده است که کشوری به نام ايارن در مرکز توجهشان قرار دارد.
3- قوانين عام و جهانشمول يعنی قوانينی که انسان متمدن عصر حاضر در فضایی دموکراتيک آن را پذيرفته است و عامتر از آن است که بومی تلقی شود. در متن ديگری بعد از تشکيل کانون میتوانيم کميتهیی برای تدوين اين قوانين جهانشمول تشکيل بدهيم.
4- در مورد اصل پيشنهادی شما بايد بگويم بسيار محافظهکارانه و نا مطمئن است. انگار از چيزی مترسيد و میخواهيد برای ديگران توضيح دهيد. در صورتی که اصول منشور بايد قاطع و روشن باشد.
علی عزيز!
منظور قوانين جهانشمول قوانينی نيست که ما يا کس ديگری بگويد جهانشمول است.منظور قوانيی است که علياصول انسان متمدن امروزی آن را پذيرفته است مانند نفی پرنوگرافی کودکان...
البته مسلما بايد بعد از تاسيس کانون. کميتهیی برای تدوين قوانين جهانشمول تشکيل شود و بعدا جزو اسناد کانون منتشر شود و به منشور اضافه شود. همهي کارها را يک شبه نميشود انجام داد. مهم اين است که نياز به اين اصل محدود کننده داريم تا موقعيت خود را عملی و واقعی کنيم. در اين مورد در وب لاگام مفصل توضيح دادهام.
**وبلاگها مستقل از هر گونه مرز و محدوده جغرافيايي مي باشند و نويسندگان آنها در محدوده وبلاگها ملزم به رعايت قوانین عام و جهان شمول مي باشند.**
راستش من اينطوري بيشتر مي تونم با اين اصل ارتباط برقرار کنم و با حرف ارنستوي عزيز کاملا موافقم که ميگويد در ارتباط با قوانين عام و جهان شمول مي توان به قوانين یونسکو و سازمان ملل و يا مراجعي مثل آن مراجعه کرد.
سلام
ممنون از ابراز نظراتتون.
مینشینیم تا روز رای گیری. تسلیم نظر اکثریت.
آقا شبح راستش من از شبحی در هراسم!
اگه خندیدی که هیچ وگرنه ما مخلصیم.
سلام
ممنون از ابراز نظراتتون.
مینشینیم تا روز رای گیری. تسلیم نظر اکثریت.
آقا شبح راستش من از شبحی در هراسم!
اگه خندیدی که هیچ وگرنه ما مخلصیم.
فکر کنم کفایت مذاکرات را اعلام کنیم بهتر باشد.
نثر مای عزيز!
من مخلص شما هستم و مي دانم همه داريم صادقانه تلاش ميکنيم تا بهترين را پيدا کنيم. تمام دوستانی که در نظرخواهی مطلب مينويسند دارند کمک ميکنند به ساختن اين بنا و دستمريزاد.
نثر مای عزيز!
جز لبخند و احترام و تشکر برای شما دوستان عزيز که داريد سعی میکنيد فکر کنيد و بنويسد تا اين منشور به بهترين شکل ارائه شود چه دارم بگوييم.
همهی ما بايد تلاش کنيم که آزادانه حرفمان را بزنيم و فکر کنيم و با هزار آزمون و خطا به نتيجهی مطلوب برسيم.
های
من درباره این اصل در بلاگم صحبت کرده ام. چون موضوع را عمومی تر فرض کردم. راستی چرا این همه ایمیل میزنید؟ من روزی 12-13 ساعت باید بدوم دنبال یه لقمه نون، واقعاً وقت ندارم حتا ایمیل هامو بخونم چه که بخوام کنترل چی هم باشم. تازه سواد کامپیوتر من کمه و تو این کارها خیلی مشکل دارم.
قربون همتون بشم
http://khakeiran.blogspot.com
سیامک
بای
در مورد این اصل منشور بحث زیادی در مورد واژه وطن شد. ولی دو تا پیشنهاد خوب هم داشتیم که هم منظور این اصل را می رساند. هم حساسیت ها را کم می کند و هم اینکه قضیه را شفافتر می کند.
این دو تا پیشنهاداینها هستند:
1.اينترنت فضايی جهانیست واز لحاظ قوانين تابع قانون قضائی کشور خاصی نيست بنابراين نويسنده يا نويسندهگان وبلاگها، در محدودهی اين فضای مجازي، ملزم به رعايت قوانين محل زندهگی خود نيستند. تنها ملزم به رعايت قوانين عام و جهانشمول هستند......
وطن وب لاگ ها جهان است بنابر این نویسنده یا نویسندگان 2.آن .فقط ملزم به رعایت قوانین عام و جهان شمول هستند.
که الته به نظر من اولی بهتره. می تونیم راجع به اینها هم صحبت کنیم
کامنت قبلی از مریم صورتک بود
سلام ... زمستان جان هنوز معلوم نیست عضویت در کانون چه معنی خواهد داشت اما مطمئن باش من با اون بند شش مخالفت خواهم کرد چونکه بنظر من کانون اگر اینچنین موادی در منشور و اساسنامه اش بردارد تبدیل به یک دستگاه رهبری و هدایت کننده خواهد شد و از همان اول من مخالفتم را با چنین کانونی اعلام کردم. امیدوارم که کانون اتحادیه برای حمایت از وبلاگنویسی شود ونه یک ارگان امر به معروف و نهی از منکر...
در مورد این بند (پیام اول برای یک بند دیگر بود که اشتباهی بجای بند سوم اینجا نوشته شد و موافقتم با اون بند بود)
بایستی بگم ... یا بهتر یک پیشنهاد میدم:
که حذف شود. چونکه در فضای اینتر نت به هیچکس نمیشود گفت که از کدام قوانین پیروی کنند ....
یا اگر نمیخواهیم حذف کنیم بهتر هست بگوییم: که پیروی از قوانین کشورهای مختلف بعده خود اعضا گذاشته میشود
اما ببخشید ها پلیس و ارتش و دولتی نمیتواند منو مجبور به پیروی از قانونی که مخالفش هستم کند چه برسد به یک کانون..ببخشید منظور بدی ندارم اما این بند بیخود هست
سلام ... دیروز با عجله نوشتم (چونکه میخواستم برم چند قانون زیر پا بگذارم :-) امروز خلاضه میکنم:
رعایت و یا رعایت نکردن قوانین کشورها و دولتها رو بعهده اشخاص بگذاریم. بنظر من این بند حذف شود.
گيله مرد عزيز !
سلام .ممنون از پاسخي كه داديد.با وجود اينكه عجله داشتيد روشن و كامل نظرتون رو نوشتيد.خيلي عجيبه كه بيش از خود كلمات و معني جمله در بند3 - همه به احساسي كه از جمله ايجاد مي شه فكرمي كنند.در واقع ((الزامي نيست ))يعني به عهده ي خودشان است و ضرورت وجودش به خاطر ياد اوري خاصيت جهاني بودن وبلاگ هاست .اگر قرار باشه تبديل به جمله اي محصور كننده بشه و اصلاَ مفهومش دگرگون بشه من هم ترجيح مي دم حذف بشه .حرف تازه اي ندارم .شاد باشيد.سرها در گريبان است.
This post has been removed by a blog administrator.
گيله مرد عزيز !
سلام .ممنون از پاسخي كه داديد.با وجود اينكه عجله داشتيد روشن و كامل نظرتون رو نوشتيد.خيلي عجيبه كه بيش از خود كلمات و معني جمله در بند3 - همه به احساسي كه از جمله ايجاد مي شه فكرمي كنند.در واقع الزامي نيست يعني به عهده ي خودشان است و ضرورت وجودش به خاطر ياد اوري خاصيت جهاني بودن وبلاگ هاست .اگر قرار باشه تبديل به جمله اي محصور كننده بشه و اصلاَ مفهومش دگرگون بشه من هم ترجيح مي دم حذف بشه .حرف تازه اي ندارم .شاد باشيد.سرها در گريبان است.
This post has been removed by a blog administrator.
شرمنده، شرايط کنسل کردن عضويت رو مي خواستم بدونم...از نظرات بالا و نظرات قبلي تنها همين عايد ما شد.
موفق و پايدار باشيد.
This post has been removed by a blog administrator.
من با این اصل کاملا موافقم و هیچ نقطه ابهامی برای من نداره همینطور میشه گفت مثل رعایت حقوق بشره که در چارچوب وطن و ملیت تغییر نمیکنه پس قانونی که شاملتره باید رعایت بشه
پل
بی وطن بودن ؛وب لاگ ها؛ را به هيچ وجه در تناقض با ناسيوناليسم ٫ یا وطن دوستی وب لاگ نویسان نمی دانم و با اين اصل کاملا موافقم .
من كه بيشه نشينم و بي وطن. موافقم! ولي باز اين اصل كمي گنگ ميزنه. يعني بايد تابع منشور سازمان ملل باشيم؟ توجه داريد كه اين فقط سواله نه ابراز عقيده.
من تازه از راه آمده ام و چون با اصل یکم و دوم موافق بودم رای خود را در یاهو به صندوق آنها ریختم. این اصل سوم ابهامهایی دارد که باید بیشتر روی آن بحث کنیم . از دوستان خواهشمندم که این را کمی دست نگه دارند تا روی آن بیشتر بحث کنیم
دوستان اگر موافق هستید اصل بعدی منشور را قرار دهیم!
یکی دو روزیست که از سفر برگشته ام. نخستین کارم این بود که یک راست بروم وبه اصل یک و دو منشور رای بدهم چون بسیار خوب و درست تدوین شده بودند. بچه های کانون وبلاگ نویسان بحث های خوبی را به پیش برده اند. کمی با بند سوم مسئله داشتم که درباره اش خواهم گفت
این که «وبلاگ ها وطن ندارند » یک مفهوم انتزاعی و مبهم است که وبلاگ نویسان را از همین گام نخست دچار چند دسته گی خواهد کرد. بی شک مفهوم « وطن » برای من و شبح یک چیز است و برای حسین درخشان چیز دیگری. اگر می خواهیم کانون در برگیرنده ی گرایش های گوناگون فکری و اندیشه گی باشد باید در این گونه مفاهیم دو پهلو و حساس وارد نشویم. خب این که مثلا « کارگران وطن ندارند» بحث روشن و تدوین شده ای است که در کارکرد روزانه زندگی کارگران جهان آن را می بینیم ( هر چند آن اینترناسیونالیسم پرولتری استالین و شرکا چنان گندی به این مفهوم زد که تا سالهای سال بوی گندش مشام کارگران و آزادیخواهان را آزار می دهد) اما در این دنیای مجازی سخن گفتن از داشتن و یا نداشتن وطن پاسخگویی چیزی نیست. به هر حال همه می دانیم که اینترنت یک پدیده فراوطنی و جهانیست و به واسطه دمکراسی نسبی که بر آن حاکم است هر کسی می تواند تا حدی اندیشه های خودش را در آنجا منتشر کند( البته نباید فراموش کرد که دیکتاتوری جهان وطن سرمایه توسط بیلی گیتس و گوگل و امثالهم بر اینترنت اعمال می شود و در نتیجه این دیکتاتوری نامحسوس به شکل ابرقدرت جهانگیر خودش را تحمیل می کند، چنانکه نیروی واقعی همین دیکتاتوری در حال شکل دادن به یک سلطه تک قدرتی در سطح جهان است ) صد البته هر انسانی که مردم خودش را دوست نداشته باشد نمی تواند مردم دیگری را دوست داشته باشد. اگر من به همسر و کودک خودم احترام نگذارم ، دادن شعار برای آزادی زنان و کودکان از دهان من حرف مفتی بیش نخواهد بود. انسان را کردارهایش نشان می دهد نه شعار و حرف
کانون باید اساس کارش را نه بر آرمان ها و ایده های بسیار زیبا که امروز با این وضعیتی که در جهان و کشور ما وجود دارد ، آنها را بسیار دست نایافتنی به نظر می رساند ، بگذارد. شالوده ی منشور ما باید بر ایده هایی استوار باشد که کانون در همین شرایط لعنتی و درب و داغانی که دچارش شده ایم ، قادر به پیشبردشان باشد. اگر چه این منشور برای دنیای مجازی نوشته می شود اما بند بند آن باید پاسخگوی مبارزه برای اندیشه و بیان فعالیت آزادانه در محیطی دمکراتیک و انسانی باشد. ما در برابر وحشی ترین استبداد قرن داریم می نویسیم و مبارزه می کنیم . به همین جهت تا می توانیم باید نیروی بیشتری را حول خواسته هایی شدنی و واقعی گردآوریم. بنابراین من این بند سه را به این شکل پیشنهاد می دهم
« وبلاگ ها بی مرز و مرکزند. نویسنده ی وبلاگ تنها به قوانیی که در جهت آزادی بیان و اندیشه و فعالیت دمکراتیک انسان و حق زیست او به عنوان شهروند جهان تدوین شده و می شوند ، احترام می گذارد» .این هم از این
پولاد عزیز!
حرفهای درست و خوبی زدی. البته من ترجیح اولام هنوز همان وبلاگها وطن ندارد است مفصل هم در وبلاگام نوشتم نمیدانم خواندی یا نه.
اما اگر این جملهي اول را برداریم و به جای آن جملهي اول تو را بذاریم بازهم با آن مشکلی ندارم. اما در مورد تغییر کلیاش به شکلی که تو گفتی چونچرای زیادی دارم.
پس فعلا میتوانم بگم به این شکلاش موافق هستم.
وبلاگ ها بی مرز و مرکزند و نویسنده یا نویسندگانشان، در محدودهی وبلاگها، ملزم به رعایت قوانین محل زندگی خود نیستند. تنها ملزم به رعایت قوانین عام و جهانشمول هستند.
فرض کنيد اتفاقي بيافتد و ناگهان جنگي سر بگيرد، آنگاه به نظر شما رسالت وبلاگ کمي تغيير نخواهد کرد و آن زمان هم تنها موضع صلح خواهد بود يا وطن هم معنا پيدا خواهد کرد
نسرين جان!
جنگ يا صلح فرقي نميکنه. حقيقت بايد بالاتر از وطن باشه. هرچند اين بحثها کاربرد نداره. منظور ما از وبلاگها وطن ندارند. وبلاگهاست نه وبلاگنويسها.
شبح جان
دوست عزيزی که پيام بالائی را نوشته اسمشّ نسيم ّاست ٫ من نبودم .
عدم تابعيت از قوانيني كه البته آزادي فكر و بيان را محدود ميكنند از نظر من يك حق بوده و كاملا با آن موافقم. اما در مورد وطن نداشتن، فكر ميكنم بايد تعريف درستي از وطن ارائه شود تا منظور تأمين شود. مگر نه اينكه اين كانوني است براي وبلاگ نويسان ايراني? پس فكر ميكنم بايد همه ما ايراني باشيم. شايد اين وطن مجازي كانوني باشد براي ساختن تصويري روشن براي آينده وطن حقيقي ما.ما در دنياي مجازي هم ايراني هستيم.
خیلی خوبه!
Post a Comment
<< خانه