9/07/2004

لطفا نظر خود را در مورد اصل هفتم منشور بيان کنید:

۷. نويسنده يا نويسندگان وب‌لاگ‌ها را نمی‌توان تحت هيچ شرايطی و به هيچ بهانه‌يی به نوشتن يا ننوشتن مطلبی مجبور کرد.

31بیان و اندیشه:

Blogger شبح گفت:

اين اصل از نظر سازکار درونی اهميت زيادی دارد پذيرش اين اصل موجب می‌شود که حتا در مورد لوگوی کانون هم نتوان اعضا را مجبور کرد. ضمنا تفاوت روزنامه به وب‌لاگ را مشخص مي‌کند زيرا روزنامه‌ها را مي‌توان طبق قوانيني بسياری کشورها مجبور به نوشتن جوابيه کرد. اما در مورد وب‌لاگ‌ها نياز به اين کار نيست زيرا فضای هم‌عرضی در اختيار همه‌گان است تا اين کار را بکنند.

8:35 AM  
Blogger مصي گفت:

موافقم

9:06 AM  
Blogger Farhang گفت:

موافقم، اصولن نويسنده يا نويسندگان وب‌لاگ‌ها را نمی‌توان تحت هيچ شرايطی و به هيچ بهانه‌يی به هيچ‌گونه عملی، در رابطه با وبلاگ‌شان، مجبور کرد.

10:36 AM  
Blogger ;;;; گفت:

با اصل یاد شده موافقم

2:00 PM  
Blogger Reza Ali گفت:

مفهوم اين بند يک موضوع کاملا بديهی و طبيعی می باشد.
من با اين موضوع کاملا موافقم ولی لزومی درعنوان کردن موضوعی به اين مشخصی در منشور نمی بينم

2:51 PM  
Blogger آرمین گيله مرد گفت:

سلام ... کاملا موافق ... اما خوب نیست قبل از ادامه بحث رایگیری کنیم یا سعی کنیم. پیشنهادی که دادم رو حداقل یکبار امتحان کنیم تا ببینیم دوستان میخواهند رای بدهند و نمیتوانند یا نمیخواهند رای بدهند که اگر اینطور باشد بایستی تصمیم بگیریم که مثل خیلی ارگانها که اعضاشون مایل به شرکت در رایگیری نیستند بگیم که ده تا 15 درصد شرکت کننده کافی هست یا مثل استرالیا رای گیری رو اجباری کنیم(البته از حالا مخالفتم را با اجبار کردن اعلام میکنم

4:16 PM  
Blogger nana گفت:

کاملا موافقم . نانا

6:44 PM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

نويسنده يا نويسندگان وب‌لاگ‌ها را نمی‌توان تحت هيچ شرايطی و
به هيچ بهانه‌يی به نوشتن يا ننوشتن مطلبی مجبور کرد

این اصل قسمتی از اساسنامه را که تاکید میکند نوشتن حداقل 5
پست در ماه اجباری است نفی میکند

من خودم قصد داشتم اگر در اساسنامه آن قسمت تصویب شد یک بخش چرت و پرت نویسی هم به وبلاگم اضافه کنم تا دوستان نتوانند زیر آب مان را در کانون بزنند که چرا کم مینویسی و از این حرفها حالا که این اصل را دقیقتر و جدا از کل مطالعه میکنم میبینم که آن قسمت در اساسنامه باید حذف شود
این مد جدیدی که اصلاح طلب ها براه انداخته اند وحرمت قلم را با نوشتن اراجیف می شکنند زیاد دلچسب نیست- نهایت رادیکالیسمشان هم اعتراض به چاله چوله خیابان است -انهم کسانی که شعار سرنگونی از زبانشان نمی افتدو اسم وبلاگ سیاسی را هم بدوش میکشند.

7:14 PM  
Blogger sarah گفت:

با اين اصل موافقم

9:26 PM  
Blogger sarah گفت:

با اين اصل موافقم

9:27 PM  
Blogger Polad Homayoni گفت:

با این اصل موافقم و همچنین توجه می دهم دوستان را به تناقضی که ارنستو به آن اشاره کرده است.
پولاد همایونی

10:20 PM  
Blogger nasrin گفت:

منهم موافقم !
موضوع مورد اشاره ارنستوی عزيز هم قابل تأمله !

البته ارنستو جان در صورت باقی موندن اون مورد در اساسنامه يک شانس ديگه هم داری که در کانون بمونی .
به عنوان عضو همبسته :)

10:59 PM  
Blogger Fozoolak گفت:

سلام. مثل اينکه سیستم رای گيری ياهو کنار گذاشته شده. بدينوسيله رای موافق خود را با اصول 1-2-3-4-5-6-7 منشور اعلام ميکنم. ضمنا" دوستان خواهشمندم کمي تعجيل کنيد. تا الان به اعلام رسمي جرايد لااقل 4 نفر وبلاگنويس دستگير شده اند. از تعداد واقعي دستگيرشدگان اطلاعي دردست نيست.خواهشمندم در مورد اين مسئله اساسنامه و منشور هرچه سريعتر قضيه را خاتمه دهيد و بگذاريد که کانون به عملکرد واقعي اش بپردازد. وظيفه ما دراين موقعيت حمايت از وبلالگنويسان بازداشت شده است و و اين عزيزان به حمايت کانون نياز مندند.حرکت ازين بيش شتابان کنيم!!!

12:40 AM  
Anonymous Anonymous گفت:

های
من با این اصل موافقم ولی اگر وبلاگ نویسی را مجبور به نوشتن مطلبی کردند مثلاً همین وبلاگ نویس نفرین نامه را که گویا دستگیر کرده اند زیر شکنجه یک چیزهایی نوشت کانون چه خواهد کرد؟ راه کارها چیست؟
آیا جز اطلاع رسانی حالا گیرم در حد گسترده کار دیگری از کانون ساخته است؟
بای
سیامک
khakeiran.blogspot

1:25 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستوی عزيز!
اين که تو بين اين اصل منشور و آن بند اساسنامه تناقض می‌بينم برای‌ام عجيب است و عجيب‌تر اين که پولاد عزيز هم اين حرف تو را قابل تامل می‌داند!!
اولا که هيچ تناقضی بين اين اصل و آن ماده وجود ندارد. نسرين عزيز البته اشاره‌ی مختصري کرده است!
آخه دوست عزيز اين که برای عضويت شرطی را قرار دهيم چه ارتباطي به مجبور کردن کسی برای نوشتن مطلب خاصی در وب‌لاگ دارد؟!
ما داريم تعريف مي‌ديم برای اين که وب‌لاگ چيست؟ آيا اگه يکی اومد يه پست ارسال کرد و ديگه هيچ اين رو مي‌شه اسمشو گذاشت وب‌لاگ؟!
به هر حال اين بحث مربوط به اينجا نمي‌شه! الان داريم روي اصول منشور حرف مي‌زنيم وقتي به اساسنامه رسيديم انوقت بايد در مورد تضادداشتن اساسنامه با منشور حرف بزنيم!

5:27 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

شبح جان نسرین حرف من رو قابل تآمل دونسته و پولاد فقط به تناقض مورد نظر اشاره کرده

بهرحال من که چاره کار را از دید خودم نوشته ام-اگر تناقضی از دیداکثریت رآِی دهندگان نباشد که ماهم قسمت مورد نظر را به وبلاگ اضافه میکنیم و اگر هم تناقضی مشاهده شد که از دید من کاملآ عیان است که خوب تناقض از طرف اکثریت رآی دهندگان دیده شده است.
محدودیت 5 مقاله در ماه نه تنها با این اصل متناقض است بلکه با اصل رشد کیفی وبلاگها هم متناقض است - البته اگر رشد کیفی را با تعداد کامنت ارزیابی نکنیم
.

8:24 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

من يکبار جواب نوشتم ولي نميدانم چرا ارسال نشد بهر حال مضمونش اين بود!!
شبح جان
نسرين عزيز حرفهاي من را قابل تآمل ميداند و پولاد بر وجود تناقض تآکيد کرده است.
بهرصورت اگر اکثريت رآي دهندگان اين تناقض برايشان ملموس بود که از ديد اکثريت رآي دهندگان تناقضي هست و اگر نبود که من چاره کار را از ديد خودم پيدا کرده ام – قسمت مورد نظر(چرت و پرت نويسي) را به وبلاگم اضافه ميکنم – ماهي 5 مقاله نه تنها ميتواند مجبور کردن به نوشتن باشد بلکه ميتواند ناقض رشد کيفي وبلاگها باشد –البته اگر رشد کيفي را با تعداد کامنت ارزيابي نکنيم. بين 5 مقاله در ماه و يک مقاله منحصر بفرد در يک وبلاگ فاصله بسيار زياد است.

9:07 AM  
Blogger n گفت:

بر کم نوشتن اشکالي نيست اما بر ترک نوشتن چطور؟

4:08 PM  
Blogger سوسکی گفت:

I agree (of course!)
--sooski

12:45 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستوی نازنين!
چرا توجه نمی‌کنی که الان بحث بر سر اين نيست! تو با اين اصل که موافق هستی. پس ديگر حرفی باقی نمي‌ماند وقتی نوبت به بررسی اساسنامه رسيد آن‌وقت تو هم می‌توانی بگویی آن ماده که اشاره به تعداد نوشته‌ها دارد با اين اصل تناقض دارد يا اين که تناقض هم ندارد ولی اصل خوبی نيست!
به هر حال الان اين بحث موضوعيت ندارد.

12:50 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستوی عزيز!
هر چند اين بحث را در اين زمان لازم نمی‌دانم. اما تعجب می‌کنم چرا تو اين حرف‌ها را می‌زنی. آيا تو اساسنامه را خوانده‌یی؟!
در ماده‌يِ 16- مواردِ تعليق يا سلبِ عضويت: يکی از موارد تعليق يا سلب عضويت اين است:
- از دست دادن شرايط عضويت مانند تعطيلی وب‌لاگ يا ننوشتن مطلب جديد به مدت طولانی (بيش از سه ماه).
همان‌طور که می‌بينی اساسا موضوع نوشتن 5 پست در يک ماه مطرح نيست و ننوشتن به مدت طولانی و بيش از سه ماه مطرح است. و اين با مسايلی که تو نوشته‌يی مانند بيهوده نويسی و از اين حرف‌ها هيچ تناسبی ندارد.
عدد پنج مطلب را تو از جای ديگری آورده‌يی:
در ماده‌ی هفت که شرايط عضويت تعريف شده است آمده است:
پ- دستِ‌كم يک ماه از تاسيس وب‌لاگ‌اش گذشته باشد و دستِ‌كم 5 مطلب منتشر شده داشته باشد.
معنای اين جمله اين است که دست‌کم يک ماه گذشته باشد و دست‌کم 5 مطلب منتشر شده داشته باشد. به عبارت ديگر اگر چند ماه گذشته باشد و 5 مطلب نوشته شده داشته باشد فرقی نمي‌کند اما اگر وب‌لاگ تازه تاسيسی است لااقل 5 مطلب نوشته باشد و يک ماه از تاسيس‌اش گذشته باشد تا بتوان به آن وب‌لاگ گفت.
اين که اين مواد خوب است يا نه وقت‌اش بجث خواهد شد اما به هر حال اين آن چيزی نيست که تو می‌گويی.

1:34 AM  
Blogger Babaye Erfan گفت:

دو وبلاگ نويس دستگير شده اند ، پن لاگ بايستي وارد عمل شود .. خود را نشان بده پن لاگ .. بدون هر گونه موضع گيري سياسي و صرفن در جهت حمايت از وبلاگ نويسان ..

2:04 AM  
Blogger کامران کامیاب گفت:

با اینکه اعضا را نمی توان مجبور کرد چیزی بنویسند یا ننویسند موافقم اما اگر برای مثال به علنیت در مورد موضوعی خواستار باشیم هر یک از اعضا موظف است این مطلب را در وبلاگ خود ارائه دهد. اگر این امر وجود نداشته باشد معنویت این کار از بین می رود. این با اجبار فرق دارد. مسئول دونستن هر یک از اعضا در نوشتن چیزی که در راستای اهداف کانونی هست که عضو آن هستیم اجبار نیست.

2:06 AM  
Blogger زيتون گفت:

با این اصل هم موافقم!
با اینکه بارها دیدم این مورد نقض شده
در ضمن با بابای عرفان( آقای پاریزی) موافقم که الان وظیفه‌ی کانون وبلاگ‌نویسان ایران حمایت از وبلاگ‌نویسان دستگیر شده‌است...
من تو وبلاگم نوشتم.. اگه کار دیگه‌ای می‌شه کرد حاضرم...

2:17 AM  
Blogger golku گفت:

دوستان
من با اين اصل موافقم.
نميدانم اينجا بايد اضافه كرد يا جاي ديگر كه مثلا اگر شخص يا يك ارگان دولتي كسي را مجبور به نوشتن مطلبي كرد يا مثلا نوشتن در باره موضوعي را غير قانوني اعلام كرد چه بايد كرد.

4:23 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

شبح جان درست ميگويي آن مورد در اساسنامه به معني اجبار در نوشتن 5 پست در ماه نيست.سابقه ذهني من ازآن مورددر اساسنامه اشتباه بود

6:26 AM  
Blogger Mohammad گفت:

من هم موافقم

3:12 AM  
Blogger شبح گفت:

ارنستوي عزيز!
همين شهامت و صداقت‌ات منو کشته!
مرسی از اين هم‌دلي دوستانه بسيار خوش‌حال شدم.

9:23 AM  
Blogger ali گفت:

والا ظاهرا قرار بود ما به يک سری قواعد بين المللی ملزم باشيم. البته اين قيد جهانشمول و بين المللی مبهم هست و من فکر می کنم قوانين جهانشمول مورد نظر بايد به روشنی اونجا قيد می شدند.

حالا اينجا يه دفعه می گيم که به هيچ قاعده ای پايبند نيستيم!!

بقول معروف "من يکی شرمنده ام". من معتقدم اين گروه بايد به ارزشهای محکمی پايبند باشه و اونها را تبليغ کنه وگرنه فعاليتهاش فقط اتلاف وقت اعضا هست.

6:32 AM  
Blogger ali گفت:

الان يخورده بيشتر فکر کردم ديدم که اين گروه در واقع بر اساس يه سری استانداردهای مبهم يا بيان نشده داره شکل می گيره. قاعدتا هرکسی نمیتونه "سرش را بندازه زير" و عضو شه. پس گروه اينقدرها هم "آزاد" و بی در و پيکر نيست اما از طرف ديگه گردانندگان از هر بيان روشن و مشخصی از استانداردها طفره میرند.

پيشنهاد من اينه که منشور به نحو روشنتری راجع به شرط عضويت و حفظش صحبت کنه و در ازا درهای کانون برای عضويت اعضا بدون هيج پيش قضاوتی باز بشه.

6:50 AM  
Blogger Ernesto che guevara گفت:

ميخواستم در کنار توده هاي سرخورده از دموکراسي کانوني(بحران نام نويسي مجدد) ، حال دوستان کانون را بگيرم و نقش اپوزوسیون کانون را بازی کنم ، ولي ظاهرا دوستان به اين نتيجه رسيدن که اگر سهمي از قدرت داشته باشم کمتر برايشان مزاحمت ايجاد ميکنم – بعدش هم فکر کردم اگر اقدام نکنم حسن آقا رفيق رفقاي خودش را ميآورد ، بالاخره شيرازي است و رفيق باز –دل به درياي بيکران(خلیج هم باشد اشکالی ندارد) دموکراسي کانوني از نوع ارو- وطني مي زنم و خودم را کانديد ميکنم- باشد که مزاحمتم خواب را از هم قطاران بربايد.

5:05 PM  

Post a Comment

<< خانه